قرآن مى‏خواهد به انسان یقظه و تنبه بخشد

و گاهى چنین خطاب مى‏کند که: «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله یؤتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نوراً تمشون به ویغفر لکم و الله غفور رحیم». (آیه 28 سوره حدید). یعنى «اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از خدا بترسید و متقى باشید و به رسول او ایمان بیاورید تا خداى متعال از رحمت خاصه خود آنچه را که شما به آن نیاز دارید براى همیشه به شما فاضه نموده و نورى براى شما قرار دهد که با آن نور به مشى خود بسوى مقصد ادامه دهید و شما را مشمول غفران خویش بفرماید، و خداست که صاحب غفران و رحمت است».

باز این خطاب با این لحن و با اشاراتى که دارد، آنهم به مؤمنین، حکایت‏ها دارد و بیدار کننده و هشدار دهنده است، مخصوصاً جمله «یؤتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نوراً تمشون به و یغفرلکم و الله غفور رحیم».

و گاهى هم مى‏فرماید: «و کاین من آیة فى السموات و الارض یمرون علیها و هم عنها معرضون و ما یؤمن أکثرهم بالله الا و هم مشرکون.» (آیه‏هاى 105 و 106 سوره یوسف) یعنى «و چه بسیار آیات و نشانه‏هاست در آسمانها و در زمین که این مردم بر آنها مى‏گذرند ولى از آنها روى گردانند وبخود نمى‏آیند. و اگثرمردم به خدا ایمان نمى‏آورند مگر در حالى که مشرک‏اند».

چه بیانى بالاتر از این؟ و چه تکانى سخت‏تر، و چه هشدارى محکم‏تر از این؟! مقصود خداى متعال چیست؟ و این غفلت ،چگونه غفلتى است وا ین خواب، چه خوابى است که بر اثر آن انسانها در همه جا و در همه سو، چه در آسمانها و چه در زمین، با آیات و نشانه‏هاى متوالى مواجه مى‏گردند، اما نمى‏فهمند آنچه را که باید بفهمند، و نمى‏یابند آنچه را که باید بیابند، و نمى‏بینند آنچه را که باید ببینند، و بالاخره بخود نمى‏آیند؟! و نیز، این شرک که بر اثر همان غفلت اسرارآمیز مى‏باشد، چگونه است؟!! و چه شرکى است که اکثر صاحبان ایمان در عین اینکه خود را مؤمن مى‏دانند، گرفتار آن و غوطه‏ور در آن هستند؟!!.

مى‏فرماید: شما انسانها در غفلت هستید و سخن آیات و نشانه‏ها را نمى‏شنوید و دعوت آنها را نمى‏فهمید و متوجه مقصود آنها نمى‏گردید و آنچه را که ارائه مى‏کنند نمى‏بینید. بخود بیایید و متنبه باشید.

و مى‏فرماید: فکر مى‏کنید ایمان آورده‏اید و موحد هستید، ولى در اشتباه بوده و هنوز به حقیقت ایمان و توحید نرسیده‏اید و در عالم شرک مى‏باشید و این هم نتیجه غفلت از دعوت آیات و نشانه‏هاست. اگر دعوت آیات و نشانه‏ها را بفهمید و به آنچه دعوت مى‏کنند، متوجه بوده و آنچه را که ارائه مى‏نمایند، ببینید و همراه آنها پیش بروید، به اصل ایمان و حقیت توحید مى‏رسید. پس بخود آیید و متبه باشید.

آب و خاک و باد و نار با شرر بى خبر از ما و از حق باخبر مابعکس آن زغیر حق خبیر بى خبر از حق و با چندین نذیر لاجرم اشفقن منها جمله شان کند شد زآمیز حیوان حمله‏شان گفت بیزاریم جمله زین حیات کاو بود با خلق حى با حق موات چون بماند از خلق گردد او یتیم انس حق را قلب مى‏باید سلیم (دفتر دوم مثنوى)

تدبیر امر و تفصیل آیات از جانب حضرت حق، همه براى اینست که انسانها به توحید برسند. حضرت حق مى‏خواهد با این تدبیر و تفصیل و با ارائه آیات در همه جا و در همه سو، حجابهاى جهل و شرک را از وجود انسانها کنار بزند، و مى‏خواهد در آیات و نشانه‏ها خود را و جمال و جلال خود را نشان دهد و دلها را به خود و بسوى خود جذب کند؛ و این خود عنایتى است بس بزرگ.

حضرت حسین بن على سلام الله علیهما در دعاى عرفه مى‏گوید: «الهى علمت باختلاف الاثار و تنقلات الاطوار ان مرادک منى ان تتعرف الى فى کل شى‏ء حتى لا أجهلک فى شى‏ء» یعنى «پروردگارا، از پشت سر هم آوردن آثار و از پى در پى آوردن آیات و نشانه‏هاى گوناگون، به این حقیقت رسیدم که مقصود تو اینست که در همه چیز، تو در نظرم آیى و تو را در همه چیز ببینم و چیزى و جایى نباشد که تو را نبینم».

لحن و اشارتهاى بعضى ازآیات قرآنى و خطابات ربوبى در مقام بیدار نمودن انسانها از غفلت، لحنى دیگر و اشارتهاى دیگرى است. در این قسمت از آیات با اسلوب خاصى مى‏خواهد انسان را به این حقیقت متوجه بکند که آنچه مطلوب فطرى و ذاتى دلهاست، اینها نیست که دل داده‏اید، و به همین دلیل هم دلهاى شما انسانها با چیزى آرام نمى‏گیرد و باهیچکدام از آنها که به اشتباه فکر مى‏کنید مطلوب دل شماست، سکون نمى‏یابد و همیشه مضطرب مى‏باشد، زیرا که بمطلوب ذاتى خود نرسیده و از او مهجور مانده است.

به انسانها نهیب مى‏زند و مى‏گوید: مطلوب همه دلها که در فطرت آنهاست، جز حضرت حق و جز وجه حق نمى‏باشد، و سپس مى‏گوید: پس به کجا روى مى‏آورید؟! چرا متوجه نمى‏شوید و فریب مى‏خورید؟!

بعنوان نمونه: در آیه 3 سورها فاطر مى‏فرماید: «یا ایها الناس اذکر و انعمة الله علیکم هل من خالق غیر الله یرزقکم من السماء و الارض لااله الا هو فانى تؤفکون» یعنى «اى مردم متذکر نعمت خدا وعنایات او باشید. آیا خالق دیگرى غیر از او هست که از آسمان و زمین به شما رزق مى‏دهد؟! جز او معبود و مطلوبى نیست، پس کجا روى آورده و فریب داده مى‏شوید؟!» و در آیه‏هاى 57 و 58 سوره یونس مى‏فرماید: «یا ایها الناس قدجائتکم موعظة من ربکم و شفاء لما فى الصدور و هدى و رحمة للمؤمنین - قل بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفر حواهو خیر مما یجمعون» یعنى «اى مردم، این قرآن موعظه‏اى است از پروردگار شما که بسوى شما آمده و شفاى دلهاى شما و هدایت و رحمت است از براى آنان که ایمان مى‏آورند. اى پیامبر، به مردم بگو که نظر شما به فضل و رحمت خدا دوخته شود و شادى دلهاى شما باید با نیل به فضل و رحمت او باشد و بس، و این براى شما بهتر است از آنچه براى خود جمع مى‏کنید».

در این دو آیه نیز با تعبیرات و لحن خاصى مى‏خواهد انسانها را به خود آورده و متوجه این نکته بگرداند که شفاى درد دلها و نیل آنها به مطلوب حقیقى خود، در توحید و عبودیت و سلوک و انقطاعى است که قرآن کریم ارائه مى‏کند و اینکه به این سو و آن سو روى نیاورند و بدانند که شادى و آرامش دلها بمقتضاى فطرت آنها با وصول به حق و با فضل و رحمت اوست، و نه با آنچه بگمان خود بجهت آرامش و شادى دلها جمع مى‏کنند.

کدام غفلت و اشتباهى بزرگتر از این است که سخن دل و فریاد آنرا نفهمیم و گمان کنیم که این یا آن را مى‏خواهد و براى آرامش وى این و آن را به او عرضه نموده و مشغولش بگردانیم و با اینکه مى‏بینیم او با این و آن آرامش نمى‏یابد، با اینهمه بکار خود تا آخر عمر خویش ادامه دهیم و دل را از مطلوب و مقصودش دور نگاهداشته و باز بداریم و با پایان یافتن فرصت و برچیده شدن بساط زندگى دنیوى نه این و آن باشد تا بنحوى دل را به آنها مشغول بکنیم و نه راهى بسوى مقصود و مطلوب دل وجود داشته باشد، و در نتیجه باخسران و عذاب دردناک و فوق تصور مواجه گردیم؟!! و چه خوابى سنگین‏تر از این؟!!

-----------------------------

مقالات ، ج 1 ، ص 24

/ 1 نظر / 21 بازدید
Mahdy1998

سلام دوست عزيز وبلاگت فوق العاده بود.[دست] راستي خوشحالم ميكني به وبلاگ داستان هاي كوتاه من يه سر بزني و داستان هاشو بخوني.اومدي حتما نظر بده... اگه خواستي لينكم كن و حتما بهم بگو تا منم با هر اسمي كه ميخواي لينكت كنم به اميد ديدار[لبخند]