در علمی که در عمل نفعی نداشته باشد خیری نیست.

حالا آیا علم من و شما تا بحال نافع بوده است ؟ من و شما که اشهد ان لا اله الا الله میگوئیم و اشهد ان محمد الرسول الله و اشهد ان علیا حجه الله میگوئیم ، این شهادتها را که میدهیم آیا عملا ، عمل ما با اینها و با این شهادت ها مناسب بوده است ؟

من که شهادت میدهم خدا واحد است , اگر شهادتم شهادتی بود که با عملم مناسب نبود این چه شهادتی است ؟ شما کار خودتان را درست کنید ، لازم نیست شهادت را بزبان بگوئید .

پس چنان کن فعل خود کان بی زبان           باشد اشهد گفتنش عین بیان

تا همه تن عضو ، عضوت ای پسر              گفته باشد اشهد اندر نفع و ضر

رفتن بنده پی خواجه گواست              که منم محکوم و این مولای ماست

بندگان زر خریدی بودند که صاحبانشان آنها را میخریدند و میفروختند و هر جا صاحبانشان میرفتند این بنده ها دنبال آنها میرفتند . میگویند که این دنبال آنها رفتن معلوم میکند که اینها بنده آن مولا هستند " که منم محکوم و این مولای ماست ". مقصود این است که شما عمل بکنید ، شهادت زبانی را کنار بگذارید که عمل شما شاهد خواهد بود بر اینکه بنده خدا هستید یا خیر .

تذکر دیگری هم که خیلی لازم است این است که : یَنبَغی لِمَن عَرَفَ نَفسَهُ اَن لا یُفارِقُه الحزنِ وَ اَلحَذَر .

" کسی که نفس اماره خودش را خوب شناخته باشد برایش همیشه لازم است که ؛ بداند چه موجود خطرناکی است آنچه که بدان شناخت پیدا کرده است و سزاوار است که همیشه بر حذر باشد و محزون باشد از اینکه نفس اش او را به آتش نکشد ".

در دعاهای روزها آمده که :

اَلّلهُمَ اِنّی اَعوُذُ بِکَ مِن شَرِّ نَفسی فَاِنّ النّفسَ لاَمارَةٍ بِالسّوء .

" خدایا از شر نفسم به تو پناه میبرم که نفسم همیشه امر به سوء میکند " .

آخر اینها این میشود که : مِلاکُ الدّین مُخالَفَة اَلهَوی

اگر کسی میخواهد بداند که دین دارد یا نه ؛ ملاک اش این است که مخالفت با هوی نفس اش میکند یا نه ؟! اگر دید که لحظه به لحظه با نفس خودش مخالفت می کند ، دین دارد و الّا نه .

بس کنم گر این سخن افزون شود            خود جگر چبود ، که خارا خون شود

این جگرها خون نشد از سختی است        غفلت و مشغولی و بدبختی است

/ 0 نظر / 10 بازدید