کار عقل سالم و قضاوت عقل مریض

هر عقلی درباره اینهمه حقایق که در خلقت هست قضاوتهای مختلف دارد . چرا ؟

 

کار عقل چیست ؟ کار عقل رسیدن به حقیقت است , آنچنانکه هست . ولی وقتی عقل به هوی نفس آلوده شد مریض میشود .

 

مثلاٌ کار چشم دیدن است ولی اگر مریض شد نمی تواند کار خود را آنچنانکه باید انجام دهد , و هر قدر مریضی آن بیشتر شد این ناتوانی بیشتر میشود تا جائیکه حتی نابینا میشود و هیچ آثار چشم بودن را از خود نمیتواند ظهور و بروز دهد . این مسئله در مورد همه اعضاء بدن صادق است و همچنین در مورد عقل .

 

چه کسی عقلش درست کار میکند ؟ ( مِن جانِب هَویهُ صَحّ عَقلُهُ )

 

مثلاٌ درباره یک موضوع , هر عقلی یکجور لاطائلات میگوید و این در حالیست که حقیقت یکی بیش نیست . انسان میتواند مشکلش را با این روایت و بیان حضرت علی ( علیه السلام ) حل کند که فرمود : ( مِن جانِب هَویهُ صَحّ عَقلُهُ )

 

ارزش انسان در معرفت است . در دعای شعبانیه آمده است : ( اِلهى هَبْ لى قَلْباً یُدْنیهِ مِنْکَ شَوْقُهُ وَ لِساناً یُرْفَعُ اِلَیْکَ صِدْقُه ) . سعی کنید دعای شعبانیه را هر روز بخوانید ، این جمله از دعا را تکرار هم کردید کردید , شاید فرجی شد .

 

اُنس از شوق متولد میشود .

 

فراق تفرّر است از اشتیاق ، تفرّر مبداء فرار است ، این خیلی عجیب است . من همیشه غصّه اینرا میخورم که حال فرار از خدا را دارم , که در این صورت وقتی این دل از این بدن جدا شود دیگر بسوی خدا نمیرود , چون در حال فرار از خداست .

 

( وَ لِساناً یُرْفَعُ اِلَیْکَ صِدْقُه )

 

سعی کنید در نماز ها و در دعاها چیزهائی که به خدا میگوئید راست بگوئید . برای اینکه اگر آنچه که در نماز یا در دعاها به خدا بگوئید راست نباشد , آیا خدا قبول میکند ؟ ما با این علم محدود ، با این شعور محدود و با این عقل محدود از کسی اینرا قبول نمی کنیم , حالا خدا قبول کند ! ما دروغ را از کسی قبول نمی کنیم ، خدا چطور قبول کند ؟

 

یُرْفَعُ : بالا برده میشود . صِدْقُه : با صدقش . معنی اش این است که آن گفته ها صدق نیست . معنای بالا برده نمیشود را بفهمید که اگر در محضر خدا صدق نباشد ، گفتار و اعمال انسان را بسوی خدا نمی برد و خود گفتار و اعمال هم بسوی خدا نمیرود .

 

عقل اگر کار عقل را میکرد ، دیگر پیغمبر لازم نبود . باید آنچه که وحی است و آنچه که وحی میگوید و آنچه دعاها می گوید را قبول کرد . آن جاهل میگوید خدا کریم است ، همان خدای کریم گفته از من بترسید .

 

سعی کنید دعاهایتان راست باشد ، این مسئله در دعای شعبانیه که حجّت های خدا یعنی همه ائمه معصومین ( صلوات الله علیهم اجمعین ) آنرا گفته اند آمده است .

 

حضرت علی ( علیه السلام ) فرمود : ( مَن صَحَبت الجاهِل نَقصَ مِن عَقلهُ )

 

( من ترک الاستعماع الی ذوی العقول مات قلبه )

 

( مِن جانِب هَویهُ صَحّ عَقلُهُ )

 

کسی که با جاهل مصاحبت کند عقلش ناقص میشود .

 

 کسی که به سخنان صاحب عقول گوش فرا ندهد عقلش می میرد .

 

عقلی که از هوی پاک شد عقل صحیح است .

 

حدیثی از امام رضا ( علیه السلام ) را نقل میکنم , خوب دقت کنید که فرمود :

 

 ( انّی اُحِبُ ان یَکونَ المُومِن مُحَدّثٌ ) ؛ من دلم میخواهد ، دوست دارم که مؤمن محدث باشد .

 

قال : قُلتُ و اَیُّ شَیء مُحدَّث ؟

 

راوی میگوید پرسیدم محدث چه کسی است ؟

 

قال : اَلمُفَهّم . فرمود : کسی که مرتب از طریق هدایتهای درونی مُفهّم باشد , یعنی خدا او را هدایت کند .

 

از ائمه ( علیهم السلام ) هم در وصف روایتی که این قطعه اش را گفتم روایاتی نقل شده .

 

( اِنّی اُحِبُ اَن اَطاعَ مِن حیثُ اُرید ) ( بحار جلد 1 صفحه 154 )

 

خدا فرمود : من دوست دارم از همان راه که میخواهم اطاعت بشوم , یعنی راه من در آوردی نباشد ، همان که خدا فرموده همان باشد . حدیث معتبری هم با بیان طولانی از حضرت موسی ابن جعفر ( علیه السلام ) در ( بحار جلد 1 صفحه 154 ) نقل شده که به هشام این حکم را میفرماید :

 

( یا هُشام اوُحِیَ اللهُ داودَ حَذِّر وَ اَنذِر اَصحابَکَ عَن حُبُّ الشَّهَوات کَاَنّ المُعَلَقه قُلوُبِهِم بالشّهَواتِ الدُنیا ، قُلوُبِهِم مَحبوُبَةٍ عَنّی )

 

میفرماید : خدا به حضرت داود ( علیه اسلام ) وحی فرمود : تحذیر کن و بترسان اصحاب خودت را از حبّ شهوات , برای اینکه آنها که قلبهایشان به شهوات دنیا تعلق دارد ، قلبهایشان از من محجوب است .

 

هشام یکوقتی به حضرت موسی ابن جعفر ( علیه السلام ) گفت : بعضی ها دلشان میخواهد که حقایق را به آنها بگویم ولی پذیرش ندارند . ( نمی فهمند ) حضرت فرمودند : یک کمی با تلطف ( به نرمی ) به آنها بگو . اگر نتوانستند قبول کنند بترس ،" برای اینکه علم اِبا دارد از اینکه با ردّ متکبر مواجه شود " .

 

 ردّ متکبّر چیست ؟

 

آنکه انانیّت در وجودشان هست ، علم ناز میکند از اینکه به شخصی که مست انانیّت است نزدیک شود . همه چیز زنده اند ، علم نیز زنده است . این ناز علم است . ناز میکند برای چیزی که لا اُفیّد است ،  مست انانیت است و مست جاهلیت است .

 

" علم اگر با ردّ روبرو شود فتنه بزرگی پیش میاید که دنباله دارد . این همه تکفیرها ، ضلالتها ، نسبت دادن ها ، از مؤمنین مثلاٌ اهل علم و سواد همین است . اگر دیدید قبول نکردند دیگر نگوئید" .

 

خلاصه همه چیز اسرار دارد . اینکه همه کس حقایق را قبول نمیکنند علتش این است که در انانیّت و جاهلیت اند ، که هنوز مستند . همانطور که وقتی یک بچه را یک فرد نامأنوس میخواهد در آغوش بگیرد بچه بطرف او نمیرود ، علم هم بطرف جاهل نمیرود . اصرار نکنید .

-----------------------

بر گرفته از وبلاگ : http://jshojaee.persianblog.ir

/ 0 نظر / 27 بازدید