بخش اول: یقظه یا جذب ربوبى***** یقظه و انتباه *****

یقظه و انتباه بمعنى بیدار شدن و بخود آمدن و متنبه گشتن، اولین قدم و یا اولین مسئله در سلوک الى الله است. و اگر دقیق باشیم باید بگوییم یقظه و انتباه در سفر الى الحق اساس امر است.

بعد از اسلام و ایمان و بعد از التزام بحقایق و حدود و احکام، و بعبارتى، بعد از ورود در زمره مؤمنین و به دست آوردن مبانى عقیدتى، و عمل بمقتضاى آنها وانجام دادن واجب و اجتناب از حرام و مراعات حدود الهى، استعداد و آمادگى این معنى پیدا مى‏شود که انسان بخود بیاید و از غفلت بخصوصى که دامنگیر او و همه بوده و غفلت اسرارآمیز و پردامنه‏اى است، بیدار شود و متنبه گردد. این بیدارى و بخود آمدن، نوع خاصى از بیدارى و نوعى بخود آمدن است که همه چیز را بهم مى‏زند و اساس همه آنچه را که قبلا بود، در هم مى‏ریزد و بنیاد و هم و خیال را متزلزل مى‏کند و موجودیت قبلى انسان را تهدید و ارکان حیات این جهان را سست مى‏گرداند.

خداى متعال مى‏فرماید: «یعلمون ظاهراً من الحیوة الدنیا وهم عن الاخرة هم غافلون» (آیاء 7 سوره روم).

یعنى «اکثر مردم به ظاهرى از حیات دنیا علم دارند و فقط ظاهرى از آنرا مى‏یابند و بس، و اینها از حیات دیگر و از حقایق و عوالم دیگر در غفلت مى‏باشند».

و مى‏فرماید: «و ما هذه الحیوة الدنیا الالهو و لعب و ان الدار الاخرة لهى الحیوان لو کانوا یعلمون».

(آیه 64 سوره عنکبوت). یعنى «و این حیات دنیا خیال و فریبى بیش نیست و اگر مردم مى‏دانستند، بخوبى مى‏یافتند که منزل آخرت، منزل حیات و عین حیات است».

تدبر عمیق در این آیات و در آیات دیگر، و دقت در اشارات آنها، بخوبى معلوم مى‏کند که موجودیت حیات دنیا بر پایه جهل و غفلت بخصوصى است و اگر این جهل و غفلت بر طرف شود و یقظه و تنبه حاصل شود، اساس موجودیت آن متزلزل مى‏گردد و خیال و فریب بودن آن روشن شده و حقیقت به وضوح مى‏رسد و انسان طالب حقیقت مى‏شود و در طلب حیات حقیقى که همان حیات الهى است مى‏افتد.

 

  • استن این عالم اى جان غفلت استهوشیارى ز آن جهان است و چو آن‏هوشیارى آفتاب و حرص یخ‏ز آن جهان اندک ترشح مى‏رسدگر ترشح بیشتر گردد زغیب‏

  • هوشیارى این جهان راآفت استغالب آید نیست گردد این جهانهوشیارى آب و این عالم وسختا نخیزد در جهان حرص و حسدنى هنر ماند در این عالم نه عیب

(دفتر اول مثنوى)

این بیدار شدن و به خود آمدن از یک چنین جهل و غفل را «یقظه» و «انتباه» مى‏نامیم.

-------------------------------

مقالات ، ج 1 ، ص 23

/ 0 نظر / 27 بازدید