مقدمه << ضرورت التزام به صراط مستقیم در سلوک الى الله >>

و همچنین مى‏فرماید: «و ان الله لهادى الذین آمنوا الى صراط مستقیم». (آیه 54 سوره حج). یعنى «و البته خداى متعال آنانى را که ایمان بیاورند و در برابر آنچه بیان و امر فرموده چون و چرا نداشته و اطاعت کنند به صراط مستقیم هدایت مى‏کند». اصولاً باید به این حقیقت توجه داشته باشیم که آشنایى به صراط مستقیم و حرکت در آن و ادامه آن، و بعبارت دیگرى، التزام به صراط مستقیم در سلوک الى الله همان انعام خاص ربوبى است و اصل انعام ربوبى در همین مسئله خلاصه مى‏شود و چه نعمتى بزرگتر از آن و به تعبیرى، چه نعمتى غیر از آن مى‏تواند وجود داشته باشد؟! و هر چیز دیگرى اگر در جهت وصول به این نعمت باشد، به همین لحاظ که به آن مى‏رساند، نعمت خواهد بود والا نه تنها نعمت نخواهد بود بلکه، نقمت و فریب و هلاکت است.

خلاصه مطلب اینکه، بندگان منعم پروردگار آنانى هستند که از این نعمت برخوردارند، یعنى به صراط مستقیم هدایت یافته و در آن پیش مى‏روند. مگر نه اینست که ما همیشه مى‏گوییم: «اهدنا الصراط المستقیم - صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولاالضالین» (آیه‏هاى 6 و 7 سوره حمد)، یعنى «پروردگارا، ما را به صراط مستقیم هدایت بفرما، راه آنانى که به آنها انعام کرده‏اى، نه راه کسانى که مشمول غضب تو گشته‏اند، و نه راه آنها که در ضلالت هستند».

صراط مستقیم هم بدان لحاظ بالاترین نعمت و یا اصل نعمت است که به اصل نعیم و به نعمتى که جز آن نعمتى و نعیمى نیست مى‏رساند. چه نعمتى جز حضرت او، و چه نعیمى جز شهود وجه کریم او، و کدام نعمیمى جز سیر در حضرت جمال او،و بالاخره ،کدام نعمتى غیر از لقاء او و فناء در وجه او و بقاء ببقاء او و حسایت بحیات او؟ از زبان حضرت امام زین‏العابدین على بن الحسین صلوات الله و سلامه علیهما، در «مناجاة المریدین» این جمله را مى‏خوانیم که در مقام اراده حق و قصد و طلب او عرض مى‏کند: «ولا تقطعنى عنک و لا تبعدنى منک یا نعیمى و جنتى و یا دنیاى و آخرتى» یعنى «پروردگارا، بین خود و بین من فاصله نینداز و مرا از خود دور نگردان، اى نعیم من، اى بهشت من، و اى دنیا و آخرت من».

پیداست که صراط مستقیم همان صراط و طریقى است که قرآن کریم ارائه مى‏کند و همان صراطى است که رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار صلوات الله علیهم اجمعین بر آن صراط بوده و بسوى آن هدایت نموده و در آن پیش مى‏برند. بعضى از آیاتى که ذکر شد و آیات دیگرى از قرآن کریم و نیز روایات وارده بر این معنى شهادت مى‏دهد که بلحاظ مراعات اختصار از ذکر آنهاصرف نظر مى‏کنیم.

در سلوک الى الله به هر اندازه که سالک در صراط مستقیم باشد، به همان اندازه در سلوک خویش موفق خواهد بود و به عکس، به هر اندازه‏اى از صراط مستقیم انحراف داشته باشد، به همان اندازه ناموفق بوده و اگر انحراف بیش از حد باشد، بنحوى که مورد شمول عفو و غفران ربوبى نگردد، از نیل به مقصد باز مى‏ماند و به خسران و حرمان و هلاکت واهد افتاد، اگر چه خود را در طریق صحیح دانسته و اگر چه بعضى از آثار غیر عادى و خوارق عادت را در وجود خویش در حیات دنیا مشاهده کند، و اگر چه خود را به گمان خویش هدایت شده و یا فائز و واصل بداند.

در آیه 103 و 104 سوره کهف مى‏فرماید:«قل هل ننبئکم بالاخسرین أعمالا - الذین ضل سعیهم فى الحیوة الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعاً»یعنى «اى پیامبر به مردم بگو که مى‏خواهید شما را باآنان که بیشترین خسران را مى‏برند آگاه کنم؟ آنها کسانى هستند که سعى و کوشش آنان در حیات دنیا بیجا و بى‏ثمر مى‏باشد در حالى که خود آنان گمان مى‏کنند که کار خوبى انجام مى‏دهند».

و چه بسا انسان در معرض اغوائات شیطانى قرار بگیرد و در عین حال خود را در طریق پنداشته و هدایت یافته بداند .

در آیه 30 سوره اعراف مى‏فرماید: «فریقا هدى و فریقاً حق علیهم الضلالة انهم اتخذوا الشیاطین اولیاء من دون الله و یحسبون انهم مهتدون» یعنى «گروهى را خداى متعال هدایت فرموده و ضلالت بر گروهى ثابت گشته است زیرا که آنها بجاى خداى متعال ولایت و دوستى شیاطین را قبول نموده و چنین مى‏پندارند که به راه راست هدایت یافته‏اند».

این نکته براى ارباب بصیرت روشن است که با انحراف از صراط مستقیم انسان تحت ولایت شیاطین قرار مى‏گیرد و بعد از ولایت خداى متعال جز ولایت شیطان، ولایت دیگرى نیست. از چنین افرادى در هر زمانى بوده و هستند، افرادى که خود را سالک پنداشته و خود و یا احیاناً دیگران را نیز فریب داده و در حقیقت، همه فریب نفس و شیطان را خورده‏اند.

 

  • گر توهم مى‏کند او عشق ذاتوهم مخلوقست و مولود آمده استعاشق تصویر و وهم خویشتن

  • ذات نبود وهم أسما و صفاتحق نزاییده است واو لم یولد استکى بود از عاشقان ذوالمنن

(دفتر اول مثنوى)

صراط مستقیم، صراط بسیار دقیق و عمیق و باریکتر از مو و برنده‏تر از شمشیر است و طبعاً اصل دریافت آن و فهم و درک صحیح آن، و نیز، ثابت در آن و نلغزیدن به این طرف و آن طرف، یعنى ادامه دادن به صراط مستقیم بدون اینکه انسان به دام شیطان و نفس بیفتد، به آسانى تحقق نمى‏یابد، و این حقیقت از آیات قرآنى و همچنین از روایات و بیانات وارده با وضوح کامل استفاده مى‏شود و عملا نیز شواهد بیشمارى وجود داشته و دارد. بسیار بوده و هستند کسانى که در اصل دریافت صراط مستقیم و در فهم درست و درک صحیح آن راه خطا در پیش گرفته‏اند و در برداشت از آیات و روایات و بیانات وارده از مسیر صحیح منحرف گشته‏اند و نیز، بسیار بوده و هستند کسانى که موفق به ادامه صراط مستقیم در مقام سلوک نگشته و در وسط راه گرفتار اغوائات شیطانى و تدلیسات و تلبیسات و خدعه‏هاى نفسانى گردیده و گرفتار دام‏هاى شیطان و نفس شده‏اند. به همین لحاظ گفته شده است که بهتر است و یا لازم است سالک از همان اول سلوک تا آخر از راهنمائیها و ارشاد فرد کاملى استفاده بکند و براى خویش استاد کاملى را انتخاب کند تادر اصل دریافت صراط مستقیم و تعلم آن از وى استفاده نموده و با راهنمائیها و ارشاد او به حرکت در صراط مستقیم ادامه داده و از انفاس وى بهره‏مند گشته و از خطاها و لغزشها و اغوائات و آفات شیطانى و نفسانى باذن الله در امان باشد. در جلد اول مقالات گفتیم که این امر بمعنى صحیح آن نه تنها بى اشکال مى‏باشد، بلکه امرى مطلوب است و در تصریحات و اشارات متون اسلامى به آن توصیه و تأکید گردیده است.

در هر صورت اگر سالک فاقد صلاحیت علمى است و نمى‏تواند صراط مستقیم در سلوک الى الله را از آیات و روایات و ادله دیگر استفاده نموده و به دست بیاورد، لازم است فرد کاملى را جویا شده و از ارشاد او مستفیض گردد. و اگر چنین صلاحیتى هم داشته باشد، چه بهتر بلحاظ مسائل و اسرار زیادى که هست، جویایى فرد کامل و دلیل راه بوده و از او استفاضه کند و لازم است سالک در یافتن چنین فردى کمال جدیت و دقت را داشته باشد و بسیار هوشیار بوده و کاملى را که علماً و عملا مجاهدت کرده و در صراط مستقیم قرآنى و تابع پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت است، انتخاب نموده و از اینکه در این مسیر در دام راهزنى بیفتد، سخت در هراس بوده و اجتناب بکند. پیداست که در نیل به چنین نعمتى باید از خداى متعال با تضرع کامل استعانت جوید و از او بخواهد که وى را به فیض حضور در محضر کاملى از اولیاى خود و ملازمت ومصاحبت وى نائل گرداند. و وقتى به چنین نعمتى رسید، قدر آن بداند و شکر این نعمت بجا آورد و آداب لازم را مراعات کند.

مولوى در این زمینه گوید:

 

  • آن رهى که بارها تو رفته‏اىپس رهى را که نرفتستى تو هیچهر که او بى مر شدى در راه شدو بعد از دو بیت دیگر مى‏گوید:که چسان کرد آن بلیس بد روان

  • بى قلاوز اندر آن آشفته‏اىهین مرو تنها ز رهبر سر مپیچاو ز غولان گمره و در چاه شداز نبى بشنو ضلال رهروانصد هزاران ساله راه از جاده دور

(دفتر اول مثنوى)

و خلاصه مطلب اینکه، در سلوک الى الله و به تعبیرى، در سفر الى الحق که سفر پر مخاطره و پر آفت است، و آفات نفسانى و مخاطرات شیطانى در مراحل و منازل مختلف آن به انحاء و اشکال گوناگون انسان را تهدید مى‏کند، التزام به صراط مستقیم، صراطى که قرآن کریم و رسول اکرم و ائمه اطهار صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین بسوى آن دعوت نموده و آنرا ارائه کرده‏اند، کاملا ضرورت داشته و یک مسئله اساسى و تمام مسئله است. زیرا که در چنین صورتى سالک تحت ولایت حضرت حق و در پناه او قرار گرفته و همچنین از توجهات و افاضات و ارشادات صاحبان صراط، یعنى رسول اکرم و ائمه اطهار صلوات الله و سلامه علیهم برخوردار مى‏گردد و در نتیجه از آفات و مخاطرات مصون مى‏باشد. و اگر احیاناًلغزشهایى پیش آمد، قبل از اینکه در دامن اغوائات بزرگتر و خطرناک شیطانى و نفسانى بیفتد، فوراً متذکر شده و عنایات ربوبى دست او را مى‏گیرد و نجات مى‏دهد و توجهات کار ساز حضرات معصومین به سراغ او مى‏آید.

در آیه 56 سوره هود مى‏فرماید:«ان ربى على صراط مستقیم». یعنى «پروردگار من بر صراط مستقیم بوده و ولایت این صراط و حفظ آن و ولایت سالکین این صراط و حفظ آنان را خود او عهده‏دار مى‏باشد».

حال که اهمیت و ضرورت التزام به طریق صحیح عملى و یا صراط مستقیم در سلوک الى الله را متوجه شدیم، و دانستیم که باید طریق صحیح و صراط مستقیم را شناخت و به حرکت در آن باذن الله ادامه داد و از انحراف از آن کاملا اجتناب نمود، به توضیح و بیان طریق صحیح و صراط مستقیم عملى در سلوک مى‏پردازیم و از خداى متعال مى‏خواهیم در فهم درست و در برداشت از آیات و روایات وارده ما را یارى فرموده و از لغزشها محفوظ بدارد.

منبع: مقالات،ج 1 ، ص 16

/ 0 نظر / 12 بازدید