چهره ی نورانی و خندان عارف فرزانه حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی(حفظه الله)

یک زمانى صحبتى با أولیا / بهتر از صد ساله طاعت بى ریا

گر تو سنگ خاره و مرمر بوى / چون بصاحبدل رسى گوهر شوى

مهر پاکان در میان جان نشان / جان مده الا بمهر دلخوشان

کوى نومیدى مرو امیدهاست / سوى تاریکى مرو خورشیدهاست

دل ترا در کوى اهل دل کشد / تن ترا در حبس آب و گل کشد

هین غذاى دل طلب از همدلى / رو بجوى اقبال را از مقبلى

دست زن در ذیل صاحب دولتى / تا ز افضالش بیابى رفعتى

صحبت صالح ترا صالح کند / صحبت طالح ترا طالح کند

        (دفتر اول مثنوی)

/ 1 نظر / 25 بازدید
محمد

هجم بهم العلم علی حقیقه البصیره و باشروا روح الیقین....(نهج البلاغه حکمت 147) امواج علم براساس حقیقت ادراک و بصیرت بر آنها هجوم برد و به یکباره آنانرا احاطه کرد و جوهره ایمان و یقین را به جان و دل خود مس کردند...