مقالات<<توبه اول سلوک و ارکان آن در بیان حضرت مولى الموحدین سلام الله علیه

سوم: حقوق تضییع شده مخلوقین را به آنها اداء کنى، به نحوى که خداى متعال را در حالى ملاقات کنى که از جهت حقوق آنها هیچ گونه تبعه‏اى با خود نداشته و بکلى پاک باشى.

چهارم: به قضاءو جبران هر فریضه‏اى که ضایع گردانیده‏اى بپردازى و آنچنان که باید حق آن را اداء کنى.

پنجم: ازمعاصى گذشته و تقصیرات خویش آنچنان خائف و محزون باشى که با خوفها و اندوهها، گوشتى را که بر تن تو در حال گناه و بالذت معاصى روییده است ذوب کنى، تا جایى که پوست به استخوان بچسبد و بین آنها گوشت تازه‏اى بروید.

(یعنى گناهان خود را خوب به نظر بیاورى و هلکات و عقوبات آنها را در نظر خودمجسم کنى و از وضع وحشتناکى که براى خود در آنسو و در پشت پرده درست کرده‏اى بترسى و سخت مضطرب و محزون باشى و در حالى که خوف جانکاه بر تو حاکم مى‏باشد و امیدى جز به عفو و گذشت پروردگار ندارى به طب عفو و مغفرت بپردازى و بر این کار ادامه بدهى تا بر اثر شدت خوف و اضطراب، و بر اثر گریه و تذلل و تضرع، گوشتهایى را که قبل از توبه و به هنگام ارتکاب معاصى و التذاذ نفسانى بر بدن تو روئیده است ذوب کنى، به نحوى که پوست بر استخوان بچسبد وگوشت تازه‏اى بین آنهاب روید).

در این قسمت از بیان امام صلوات الله علیه اسرارى نهفته است که از صاحبان اسرار پوشیده نیست، و نه تنها در این قسمت، بلکه، در همه قسمتهاى این بیان براى ارباب بصیرت و اهل معرفت، رموز و اسرارى وجود دارد که نه در بیان آید و نه در عقول جزئى گنجد.

آن حقیقت کآن بود عین و عیان / هیچ تأویلى نگنجد در میان

(دفتر دوم مثنوى)

ششم: بطورى که لذت و شیرینى گناه بر جسم خود چشانده‏اى، سختى و تلخى طاعت را نیز بر آن بچشانى.

پس آن وقت که این امر حاصل شد، مى‏گویى: «استغفرالله».

امور لازم، و به تعبیرى، ارکان وشرایط اصلى توبه صحیح در اول سلوک که قبلا بطور مشروح توضیح دادیم، از این بیان بخوبى معلوم مى‏شود. یعنى وقتى این امور براى سالک حاصل شد، مى‏تواند امیدوار به غفران ربوبى باشد و از مقام ربوبى طلب مغفرت کند و کلمه «استغفر الله ربى و أتوب الیه» را با صدق و اخلاص در محضر حضرت حق به زبان آورد و بسوى او بازگشت کند، زیرا در این صورت زبان او با باطن او یکى است و زبان در حقیقت، زبان دل اوست و بازگشت وى نیز بازگشت به معنى کلمه است.

جمله آخر آن حضرت که مى‏فرماید: «فعند ذلک تقول استغفر الله »براى اهل معرفت این حقیقت را معلوم مى‏کند که انسان با توبه صحیح خویش که داراى شرایط و ارکان مذکور باشد، در اصل، اولین قدم در عبودیت را بر میدارد و سیر و حرکات عبودى را تازه آغاز مى‏کند و تازه ایمان او معنى پیدا کرده و به راهى که باید در پیش داشته باشد، روى مى‏آورد. و نیز، تازه وقت آن رسیده است که انسان از پروردگارش غفران بخواهد و از غفران او که افاضات خاصه اوست، بهره‏مند گردد، مانند هر ذره و هر موجود دیگرى از موجودات که وقتى در طریق کمال خویش مى‏افتد، از افاضات ربوبى به تناسب جهاز وجودى خود بهره‏مند مى‏گردد و رزق خود را در بازگشت بسوى مقصد از مقام ربوبى مى‏گیرد.

هر ذره و هر موجودى از موجودات را اگر خوب به نظر بیاوریم، خواهیم دید که وقتى شرایط لازم در حرکت بسوى کمال خویش را به دست آورد، آن وقت است که در طریق کمال خود افتاده و از فیض مقام ربوبى به تناسب خود مستفیض مى‏گردد، تا به آنجا که باید حرکت کند، رهسپار شود.

معنى جمله آخر آن حضرت این است که انسان قبل از توبه و آنجا که هنوز در مقام مخالفت با پروردگار خویش است، در عین اینکه مدعى ایمان مى‏باشد، از حقیقت آن برخوردار نبوده و قدم در طریق ایمان نگذاشته است و طبعاً از افاضاتى که در این طریق از جانب ربوبیت هست، محروم خواهد بود.

به عبارت دیگر، مادامى که انسان طاعت از نفس خود مى‏برد و نه از پروردگار خود، هنوز ایمان واقعى نیاورده و راه ایمان و عبودیت واقعى در پیش نگرفته است. و وقتى انسان توبه صحیح کرد و با شرایطى که ذکر شد بازگشت نمود، آن وقت است که در حقیقت، ایمان آورده و در طریق آن قدم نهاده و سلوک عبودى را شروع کرده است.

تازه کن ایمان نه از گفت زبان /  اى هوا را تازه کرده در نهان

 تا هوا تازه است ایمان تازه نیست  / کاین هوا جز قفل آن دروازه نیست 

(دفتر اول مثنوى)

/ 0 نظر / 18 بازدید