پنج رساله << نسبت بین روح و دل و مشاعر >>

رساله ی اول

عقل های کاذب

فصل اول

نسبت بین روح و دل و مشاعر

قبلا در بعضی از نوشته های خود گفته ایم روح انسان که حقیقت اوست ، با حفظ مرتبه ی اصلی خود ، در جلوه های مختلف از جمله در جلوه های مشاعر ظاهری و باطنی که در حیات دنیوی داریم تجلّی کرده است ، یعنی مشاعر هر یک به جای خود جلوه ای است از جلوات روح و ظهوری است از ظهورات آن و روح در هر کدام از آنها شأن و عمل خاصی دارد. ابعاد و ریزه کاری های موضوع را در همان نوشته ها توضیح داده ایم.

حال می خواهیم به یک نکته ی دقیق در این مقام که قبلا نگفته ایم اشاره بکنیم ، و آن اینکه :


روح در مقامتجلّی در جلوه های گوناگون مشاعر به این صورت تجلّی می کند:

در مرحله ی اول ، روح در عین اینکه مرتبه ی اصلی آن محفوظ است به وجود واحد جمعی که همه ی کمالاتش بدون متمایز بودن از یکدیگر در آن مندمج است جلوه می کند و به ظهور می رسد. این جلوه ، جلوه ی اوّل وجامع روح است و «دل» نامیده می شود و همه ی کمالات وجودی روح بدون تمایز از یکدیگر در آن مندمج است.

در مرحله ی دوم ، و به تعبیری در مرحله ی بعدی ، روح در مرتبه ای که به صورت «دل» جلوه نموده و ظاهر گشته است و در حالی که در کسوت دل است ، دوباره تجلی می کند. این تجلی به وجودات کثیره است و روح در این تجلی با هر کدام از کمالاتش به طور جداگانه و به نحوی که متمایز از کمالات دیگر است جلوه می کند و بهظهور می رسد، یعنی در جلوه «سامعه»،«باصره»،«عاقله»،«حافظه» و مشاعر دیگر ظاهری و باطنی که متمایز از یکدیگر هستند جلوه می کند و ظاهر می شود.( دقت شود )

در این مرحله هم می شود بگوییم روح در جلوه های مشاعر جلوهگر شده و تجلّی کرده است ، و هم می شود گفت دل در جلوه های مشاعر تجلّی نموده است و فرقی که هست اینکه در خصوص روح با واسطه است و در خصوص دل بی واسطه.( دقت شود )

بنابر این اگر بگوییم مشاعر انسان جلوه های روح اوست ، درست گفته ایم و اگر بگوییم مشاعر انسان جلوه های دل اوست ، باز درست گفته ایم و این چیزی است که آشنایان به احکام تجلّی به آن واقف هستند.

البته در اینجا گفتنی های زیادی وجود دارد که برای مراعات اختصار از آنها صرف نظر می کنیم و ناگفتنی بسیاری هم هست که راه پی بردن به آنها گفتن و شنیدن نیست.

خود نتانم ور بگویم وصف جان        زلزله افتد درین کون و مکان

 (دفتر چهارم مولوی)

با توضیحی که گذشت فهمیدیم :

اولاً : حقیقت انسان و به عبارتی حقیقت اصلی انسان به لحاظی روح و مشاعر است و به لحاظی دل و مشاعر.

و ثانیاً : نسبت بین روح و دل و مشاعر با این بیان برای ما روشن شد و دانستیم نسبت بین روح و دل ، نسبت متجلّی و جلوه و ظاهر و مظهر است بدون واسطه و نسبت بین روح و مشاعر ، نسبت متجلّی و جلوه ها و ظاهر و مظهرهاست با واسطه و نسبت بین دل و مشاعر ، نسبت متجلّی و جلوه ها و ظاهر و مظهر هاست بدون واسطه.

---------------------------

پنج رساله ، ص 9 و 10



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: پنج رساله , دل , مشاعر
[ یکشنبه ٥ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ ] [ آشنای غریب ]