مباحث معـاد از استاد فرزانه حضرت آیت الله محمد شجاعی(مدظله العالی) جلسه ی پنجم

 

سلسله مباحث معـــاد از استاد فرزانه

 

حضرت آیت الله محمد شجاعی ( مد ظله العالی ) ( جلسه پنجم )

 

موضوع بحث تکامل در برزخ ارادی نیست , بلکه با جبر برزخ خواهد بود .

 

 در جلسات گذشته گفتیم که وقتی به نکات و روایات دقت میکنیم , مسئله معاد یک مسئله فوق العاده دقیق است و اگر خود شما در مسئله معاد کمی تفکر کنید می فهمید که مسئله بسیار دقیقی است و در مجموع با آن تصوراتی که تا بحال درباره معاد کرده ایم وفق نمی کند .

در مرحله اول شرح کردیم که از نظر قرآن کریم معاد بر اصل تحول یا اصل بقاء موجودات متکی است . قرآن کریم مسدله نابودی مطلق را بطور کلی نفی میکند وهمه را به یک اصل مسلم علمی متوجه میکند , اولا در خلقت فکر کنید نمی توانید ذره ای پیدا کنید که نابود شود و معدوم مطلق باشد و بطور کلی از بین برود و از صفحه وجود برچیده شود . وقتی دیدید که نابودی در خلقت نیست فکرتان متوجه یک اصل و قانون دیگر علمی خواهد شد که کلا در خلقت حکم فرماست (چه انسان وچه غیر انسان ) که عبارت است از مسئله تحول , حال به حال شدن موجودات و به شکلهای مختلف درآمدن .

بقیه ی نوشته را در ادامه مطلب بخوانید.

 

 


قرآن با تکیه بر این اصل میفرماید ای انسان متوجه باش که معاد متکی بر قانون تحول است و نه تنها انسان بلکه همه موجودات در تحول هستند و این تحولشان منجر خواهد شد بر یک نقطه ای که در آنجا تحول تمام میشود , تعییر صورت دادن تمام میشود , تغییر شکل دادن عوض میشود که آنجا نقطه معــاد است .

همه موجودات از جمله انسان متوجه آن نقطه هستند , اما به صورت تحول و تغییر صورت دادن , آن هم نه یکدفعه بلکه تحول و تغییر صورتها علی الاتصال و پشت سر هم می آید . خلقت یکجا در حال حرکت است به سوی یک نقطه , انسان هم در حرکت است و روی روح و جسم او تحولاتی خواهد آمد و در یک نقطه بعد از تحولات مفصل بهم میرسند . آن نقطه که همه موجودات و من جمله انسان به آنجا میرسند عبارت است از نقطه ای بنام معــاد و مسئله قیامت .

 اولا قیامت را منحصر به انسان ندانید و ثانیا قیامت را خشک وخالی تصور نکنید , فکر نکنید که انسان را یکدفعه در صحنه دیگری قرار خواهند دادکه به اصطلاح در آنجا ترازو بگذارند و وزن کنند و تشریفاتی باشد و بهشت و جهنمی , اینطور نیست . مسئله , مسئله تحول است , عوض شدن است و تغییر صورت دادن .

 ای انسان , تو از این زندگی دنیوی شروع به تحول میکنی , از آن وقتی که به اصطلاح خودت را شناختی و قدم در مرحله بلوغ گذاشتی و خودت را در این عالم شناختی شروع میکنی و شکل میگیری ( مخصوصا از لحاظ روحی ) عقیده میگیری , مطلب انتخاب میکنی , اعتقادات داری , محبت داری و بالاخره یک خصوصیات و رنگ پیدا میکنی در این زندگی دنیوی ( از لحاظ روحی )

 با آن رنگی که به خود میگیری پیش میروی و آن را در وجود خودت تثبیت میکنی و با آن رنگ وارد برزخ میشوی . هرجور که رنگ گرفته ای و طبق همان رنگ و به اقتضای همان خصوصیات روحی تغییر شکل خواهی داد , تغییر شکل و باز تغییر شکل تا منتهی شود به نقطه ای که تغییر تمام خواهد شد .

قرآن میفرماید با این تحول ها که جلو رفتید , از آنجایی که انسانها در اینجا رنگهای مختلف به خود میگیرند ( یکی مسلمان و یکی کافر است ) مسلمان هم با مسلمان فرق میکند , شیعه با شیعه فرق میکند , مشرک با کافر , کافر با مشرک , هرکس دارای یک مطلب و عقیده و خصوصیات روحی با هم پیش میروید ولی در درون رنگهای شما فرق میکند . از اول خصوصیات شما با هم فرق میکرد و با همین تفاوت پیش میروید و هر کس از یک مسیر میرود , شکل میگیرد ( طبق رنگی که دارد ) تا قهرا از آن نقطه که میخواهید سر در بیاورید هم متفاوت خواهید شد , یا نقطه ای بنام بهشت و یا نقطه ای به نام جهنم .

خود آن نقطه بهشتی هم دارای مراحل و مراتب مختلف است , چون انسانهای بهشتی هم با هم متفاوت هستند . خود جهنم هم دارای عوالم بی شمار و فوق العاده است , چون انسانهای جهنمی هم متفاوت هستند , بالاخره مسئله تحول است .

در جلسه گذشته گفتیم انسانها که وارد برزخ میشوند , روح انسانها در عالم برزخ همانطور که از بدن قطع علاقه کرد , به همان شکلی که هست همانطور خواهد ماند . هر کس با یک شکل و یک معتقدات و یک سری علاقه های خاص که وارد عالم برزخ شد , بعد از ورود به عالم برزخ باز هم تحول و تغییر صورت دادن وجود دارد , تحول و تغییر صورت دادن هم در برزخ هست و هم بعد از برزخ .

رسیدیم به این مسئله که میگویند آیا در برزخ تکامل هست یا نه ؟ میخواهیم آن را شرح کنیم .

انسانها در برزخ تکامل می یابند , شکی در آن نیست . روح ها عوض میشوند , شبه ای در آن نیست . منتها حرکت در مسیر تکامل است . جاه طلب در جاه طلبی تکمیل میشود و خدا طلب هم در طلب خدا به تکامل میرسد , و هر کس هم مقصد دیگر دارد در همان راه تکمیل میشود , آنکس هم که مکتب دیگر دارد در همان راه تکمیل میشود .

آیا در برزخ باز هم تکمیل میشود و باز هم تکمیل خواهد شد , باز هم تغیر صورت خواهد داد یا خیر ؟ بله مسلما تغییر صورت خواهد داد  . آن سوال معروف که از من و شما میکنند که آیا در برزخ عوض شدن هست , آیا در برزخ تکامل هست , جوابش مثبت است و تکامل هست , اما به چه معنا ؟ هست ولی جبری است , هست ولی با جبر خلقت پیش میرود نه به صورت اختیاری . اینرا در جلسه گذشته گفتیم و مثال هم آوردیم . حالا در این جلسه شواهد دیگری خواهیم آورد و مسئله را به شکل دیگری برای شما شرح میدهیم .

تحول در دنیا ادامه می یابد تا نقطه مرگ . وقتی وارد برزخ شدیم , معروف است که میگویند در برزخ دیگر تحولی نیست , دیگر تکامل نیست , دیگر عوض شدن نیست . اینطور نیست عوض شدن هست , آنکه گفته اند نیست یعنی ارادی آن نیست , یعنی به صورت اختیاری نیست . بنده و شما فقط تا لحظه مرگ مختاریم و اراده داریم و میتوانیم خودمان را به هر رنگ در بیاوریم .الان من و شما بیاد بیاوریم که از اول اراده داریم , فکر داریم , استقلال فکری داریم , بدون تقلید و جبر معتقداتی کسب کرده ایم و میخواهیم آن معتقدات را تثبیت کنیم و زحمت میکشیم و طبق هدف و معتقداتی که داریم پیش میرویم . و در این عالم هرچه میخواهید میتوانید با اراده انجام دهید , اما در برزخ که رفتیم در مرحله مرگ دیگر اراده تمام میشود .

بنده با هر رنگی که وارد برزخ شدم , آنجا باز هم عوض خواهم شد , منم . روح من دارای یک معتقدات , عقائد , آرزوها , محبت ها , عداوت ها است که در مجموع اینها رنگ روح است , مکتب های عقیده ای و فلسفی و الی آخر .

به آنجا که وارد شدیم تحول هست ولی بعد از آن تحول و تکامل با خبر خلقت است , یعنی آن نظام برزخ بنده را با هر رنگی که وارد شده ام پیش خواهد برد ولی عوض خواهد کرد , تثبیت خواهد کرد و تکامل خواهد داد . دیگر از اختیار خود من خارج شده و نظام خلقت من را پیش خواهد برد . بعد از آن وقتی نظام برزخ تمام شد و به عالم دیگر وارد شدید باز هم تحول ادامه دارد اما جبری است . ( مثال کشاورز را بیاد بیاورید )

حالا من و شما را به عالم برزخ تحویل دادند , سید الشهدا (علیه السلام ) را تحویل دادند , حضرت علی ( علیه السلام ) را تحویل دادند , عمر سعد را تحویل دادند , ابوذر را تحویل دادند , هرکس با یک رنگ خاص به عالم برزخ تحویل داده شد , ولی برزخ پیش خواهد برد . ولی اختیاری نیست , تغییر صورت خواهد داد , تغییر شکل خواهد داد تا آن نقطه آخر که عبارت است از روز معــاد و روز قیامت .

بنابراین دقت کنید قرآن چه میگوید . میفرماید : فکر نکنید با همین وضع میشود رسید به آن نقطه آخر که عبارت است از بهشت یا جهنم , خیر , عوض شدن میخواهد . آن آیه را بیاد بیاورید که در شب اول گفتیم که نه بدن این بدن است و نه روح این روح است ولی تکامل یافته اند چه از نظر روح و چه از نظر جسم , همین بدن است ولی بدن تکامل یافته است که احکام و آثارش با این بدن فرق میکند .روح هم با این روح فرق میکند چون نظام , نظام دیگر است , منم اما من تکامل یافته ام . چنان تکامل یافته ام که اگر با منِ در اینجا مقایسه کنید من نیستم , منم اما این من نیستم .

خداوند میفرماید تحول هست اما نه اینکه همینطور که هستی بمیری راحت بدهیم , راه دادنی نیستی باید عوض بشوی و متناسب با آن بهشت بشوی . قرآن میفرماید : أَیَطْمَعُ کُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ یُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِیمٍ * کَلَّا إِنَّا خَلَقْنَاهُمْ مِمَّا یَعْلَمُونَ (سوره معارج آیات ٣٧و ٣٨)

آیا انتظار دارند ( طمع دارند ) که با این وضع به جنّت نعیم بروند , کلا اینطور نیست , عقل داشته باشید فکر کنید به آن نظام که این موجود را با این صورتی که در اینجا دارد راه نمی دهند . مثل اینکه شما بخواهید خاک را بخورید , نمیشود , چون خاک نمی تواند به بدن راه پیدا کند , باید خاک گندم شود و بعد سیب شود تا وارد بدن شود . این چنین است , آنجا نظام دیگر است , تکوین است عوامی نکنید .

انسانها متاسفانه به جای اینکه تطبیق کنند و بفهمند که معاد یعنی چه , اینطور نمی شدند که الان می بینید , فکر میکنند که تشریفات است . آیه را فراموش نکنید , أَیَطْمَعُ , با طمع است . تحول میخواهد کلا طمع بیجاست , فکر عوامانه و غیر منطقیست . إِنَّا خَلَقْنَاهُمْ مِمَّا یَعْلَمُونَ , ای انسان تو میدانی خلقت تو چگونه است , نمیشود آنطور که هستی تو را به بهشت برد مگر اینکه متحول شوی , مگر اینکه تو را عوض کنیم , آنهم خودت نقطه تحولت را طوری شروع کن که بتوانی عوض شوی .

هم روح باید عوض شود یعنی تکمیل شود و هم جسم باید تکمیل شود .

در جلسه گذشته گفتیم که علی ( علیه السلام ) فرمود , وقتی روح وارد برزخ شد خداوند با صفت جبار (جبران کننده نقائص ) کم کم این موجود را تکمیل میکند و نواقصش را برطرف میکند . مثل همان مثال که گفتیم خاک نمی تواند جزء بدن انسان بشود , خداوند جبار نواقص آن خاک را جبران میکند ولی خاک را معدوم نمیکند , همان خاک است که خدای متعال آن را پیش میبرد .

علی ( علیه السلام ) فرمود : خدا با همین وصف وقتی آن روحی که به بهشت خواهد رفت وارد برزخ شد به سراغ آن روح میاید و آنرا تکمیل میکند ( البته آنهایی را میگوئیم که به بهشت رفتنی هستند )

به شما یک نکته میگویم که که سخن حضرت را چگونه تصور کنید و چگونه معنایش را بفهمید , آن نکته عبارت است از اینکه : حرف وقتی گفته میشود , به زبان گفتن خیلی آسان است اما یک قانون و یک قاعده علمی است که بعد از این هرچه آیه و روایات درباره خلقت و درباره بعد از مرگ و امثال اینها به شما رسید خوب معنا کنید و آن قانون و قاعده علمی عبارت از اینست که معمولا حرف خیلی ساده به نظر میاید ولی خارجیّت آن حرف خیلی فوق العاده است و این ساده گفتن معمولا مارا به اشتباه می اندازد .

از باب مثال : مثلا از کسی سوال میکنیم چطور میشود که یک نطفه تبدیل به انسان میشود ؟ میگوید نطفه داخل رحم میشود , چهار ماه در آنجا میماند علقه میشود , مصغه میشود , تغییر شکل میدهد , بعد استخوان درست میشود , شکل میگیرد و بعد روح به آن دمیده میشود و بچه ای میشود , نه ماه که تمام شد از آن عالم وارد عالم دنیا میشود . ببینید و توجه کنید حرف چقدر خلاصه شد ولی واقعیت را در نظر بیاورید , حرف غلط نیست , کسی که بخواهد بگوید نطفه چگونه انسان میشود از این بیشتر که نمیتواند بگوید ولی خارجیّت این حرف ( یعنی این حرف چگونه واقعیت پیدا میکند ) با حرف زدنها خیلی فرق میکند , چگونه وارد جنین میشود , اسباب و علل چقدر است , چقدر در جنین شناسی بحث شده , پیچ و خمهای قضیه , اسرار قضیه و ... همه غیر از آنست که در جمله میگوئید . در گفتن آسان است .

بنابراین هرچه درباره بعد از مرگ شما گفته میشود هم اینچنین است , مثلا به شما میگویند وارد برزخ که شدید مسئله سوال نکیر و منکر پیش خواهد آمد , اولین عالم که برای شما خواهد بود عالم سوال است و چنین وچنان میشود . این حرفها را مثل آنچه که الان مثال زدم ساده حساب نکنید , واقعیتش را تصور کنید . مثالها را به نظر بیاورید و توجه داشته باشید که واقعیتش طولانی است .

یکی از خصوصیات برزخ اینستکه برزخ عالم جدیّت و فعالیت و هیجان و سر و صداست و برعکس عالم ما را , عالم خاموشان و تنبلی و بی خبری و بی سر و صدا میگویند , ایجا عالم خاموشیست , عالم کسالت است و تنبلی و بی خبری . وقتی وارد برزخ شدیم سرو صداهای زیادی شروع میشود و حتی روح ها را که احضار میکنند , یک مقدار که بیشتر معطل میکنی و به حرف میکشی وقت نمی دهند و معمولا به این صورت است که ارتباط را قطع میکنند و میگویند من باید بروم و کار دارم .

برزخ یک عالم عجیب است وقتی به آنجا رفتید می فهمید . أَیَطْمَعُ کُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ یُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِیمٍ * کَلَّا إِنَّا خَلَقْنَاهُمْ مِمَّا یَعْلَمُونَ , این مسئله را فراموش نکنید .

حضرت علی ( علیه السلام ) فرمود در آنجا دیگر تکلیف نیست , دیگر نماز خواندن و روزه گرفتن و تشنه ماندن و گناه کردن و اینها نیست , اراده نیست , تکلیف نیست , عمل نیست اما تــحـول است . آنچه را که کسب کرده ایم آن نظام به تکامل خواهد رساند . در آیه بعد میفرماید : باید شما را عوض کنیم هنوز به بهشت رفتنی نیستید , نه این روح شما و نه بدن شما . فَاللَّهُ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِیمَا کَانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ

---------------------------------------------

برگرفته از وبلاگ : http://jshojaee.persianblog.ir



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مباحث معاد
[ پنجشنبه ۸ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱:٠٤ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]