مقالات << دنیا کدام است؟ و حب دنیا چیست؟ >>

در این جا به اجمال به دو موضوع اشاره مى‏کنیم. اول اینکه، دنیا کدام است؟ و دوم اینکه، حب دنیا چیست؟ البته هر دو موضوع تا حدودى براى مؤمنین ،مخصوصاً براى آنان که مى‏خواهند طریق سلوک در پیش گیرند، بلحاظ برخوردارى ازفکر دینى و تربیت الهى، واضح و روشن است. اما براى تذکر و براى بهتر و بیشتر روشن شدن، و نیز، براى بر طرف شدن بعضى از ابهام ها و یا شبهه ‏ها در برخى موارد، توضیح مختصرى در هر دو مورد مى‏ آوریم.

در خصوص موضوع اول و اینکه دنیا کدام است؟ باید توجه داشت که دنیاى مذموم، و دنیایى که محبت آن سر چشمه همه خطاها بوده و ام الرذائل است، به معنى موجودات و مخلوقاتى که با آنها مواجه هستیم نیست. زیرا هر یک از آنها به جاى خود و در حد خود، اثرى از حضرت حق، و جلوه‏اى از جلوات أسماء و صفات حق، و بلکه، هر یک اسمى از أسماء جزئیه فعلیه است و هر کدام از آنها آیتى است ازآیات ربوبى، و کلمه‏اى است از کلمات وجودیه الهیه. هر یک از آنها براى اهل ذوق و عرفان، و براى صاحبان بصیرت، حکایتى از جمال و جلال وجه حق،و خبرى از أسماء و صفات او دارد.

اگر انسان به هر یک از موجودات و مخلوقات به عنوان مظهرى ازمظاهر جمال و جلال نظرکند، و در هر کدام به لحاظ آیتى از آیات، تدبر داشته باشد، به اندازه خود به حقایق و معارف نایل مى‏شود و اسرارى از ربوبیت را مى ‏یابد؛ و اگر از ارباب کشف وشهود باشد، در هر یک از آنها وجه حق را مى‏ بیند و با سیر در آنها، سیر در جمال و جلال وجه او مى ‏کند، و مى ‏بیند و مى‏یابد آنچه را که باید ببیند و بیابد.


حب آنها از این جهت نیز به تنها مذموم نیست، بلکه، ممدوح هم هست. و اصولا حب آنها و عشق به آنها از این رهگذر، از باب حب حق، یعنى از لوازم و آثار حب حق است ،نه از باب حب دنیا و حب اغیار. حب جمال وجه و جلال وجه است. نظر در آنها با این لحاظ، نظر به وجه حق در مر آتهاست ،و نه نظر در مرآتها، اگر چه مرآتها هم به جهت اینکه فقط مرآت هستند و جمال و جلال وجه او را نشان مى‏دهند، نه اینکه خود را مطرح کنند ، محبوب می باشند.

هر دو عالم یک فروغ روى اوست / گفتمت پیدا و پنهان نیز هم

داستان در پرده مى‏ گویم ولى / گفته خواهد شد به دستان نیز هم

(حافظ شیرازی)

وقتى در قرآن کریم مى‏خوانیم «فأینما تولوا فثم وجه الله» (آیه 115 سوره بقره) یعنى «پس به هر سو روى آورید، همانجا وجه حق را خواهید دید» و با کمال وضوح این حقیقت را مى‏فهمیم که هر سو و هر چیزى، مظهر و مرآت وجه اوست؛ چگونه مى‏توانیم موجودى از موجودات و مخلوقى از مخلوقات را از این نظر که مرآت است و وجه حق را نشان مى‏ دهد، بد بدانیم؟! و چگونه مى‏توانیم حب آنرا از این نظر که وجه حضرت مقصود را در آن مى ‏بینیم، حب غیر حق به حساب آوریم؟! و مگر نه این است که هر یک از آنها براى شاهدان مشتاق، از جمال وجه و جلال آن حکایتى دارند؟!.

روان گوشه گیران را جبینش طرفه گلزاریست / که بر طرف سمن زارش همى گردد چمان ابرو

رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دم / هزاران گونه پیغامست و حاجب در میان ابرو

دگر حور و پرى را کس نگوید با چنین حسنى / که این را اى چنین چشمست و آنرا آن چنان ابرو

(حافظ شیرازى)

و نیز، وقتى در مناجات روز عرفه حضرت سیدالشهداء حسین بن على صلوات الله علیه مى‏خوانیم که «الهى علمت باختلاف الاثار و تنقلات الاطوار أن مرادک منى أن تتعرف الى فى کل شى‏ء حتى لا أجهلک فى شى‏ء» یعنى «خدایا، از پشت سر هم آمدن آثار، و از جابجا شدن اطوار، دانستم مقصود تو این است که در هر چیزى خودت را به من بشناسانى، تا جایى که در همه چیز فقط تو را شاهد باشم»، و با روشنى از این جملات مى ‏فهمیم که مقصود خداى متعال از ایجاد هر چیزى بدون استثناء، نشان دادن و شناساندن خود براى شاهدان است، و هر چیزى جز مجلا و مظهر او نیست؛ چگونه مى‏توانیم موجودى را از این نظر که جناب او با آن براى شاهدانش تجلى مى‏کند و جلوه‏گاه اوست، بد بدانیم؟!.

بنابراین، دنیاى مذموم، و دنیایى که حب آن از رذایل مهلکه است، خود موجودات نیست، بلکه، خوش بودن و لذت بردن از آنها، آنهم خوشى و التذاذى که به این زندگى بر میگردد، دنیاى مذموم است. اگر در اشارات آیات و روایات وارده تعمق کنیم، به همین حقیقت که گفتیم مى‏رسیم. براى رسیدن به این حقیقت کافى است فقط در این دو آیه دقت بنماییم:

یکى آیه 43 سوره فرقان که مى‏فرماید: «أرأیت من اتخذ الهه هواه أفأنت تکون علیه وکیلا» یعنى «اى پیامبر، آیا مى‏بینى آن کس را که هواى خود رامعبود خویش اتخاذ نموده است؟! آیا تو مى‏خواهى وکیل او بوده و نجاتش دهى؟!» و دیگرى آیه 23 سوره جاثیه که مى‏فرماید: «أفرأیت من اتخذالهه هواه و أضله الله على علم و ختم على سمعه و قلبه و جعل على بصره غشاوة فمن یهدیه من بعد الله أفلا تذکرون» یعنى «اى پیامبر، آیا مى‏بینى آن کس راکه هواى خود را معبود خویش اتخاذ کرده است و با اینکه علم دارد، با این همه راه ضلالت را انتخاب نمده و خدا هم او را در ضلالت رها کرده و بر گوش و بر دل او مهر زده و بر چشم او پرده انداخته است؟! پس وقتى خداى متعال او را به حال خود گذاشته، چه کسى بعد از خدا او را هدایت خواهد کرد؟! پس آیا متذکر نمى ‏شوید؟!».

در این دو آیه، هوا و التذاذ نفسانى مربوط به این زندگى را معبود و مقصود بعضیها معرفى نموده، نه موجودات و مخلوقاتى را که هوا و التذاذ با آنها و به سبب آنها حاصل مى‏شود،و این بدان معنى است که دنیاى مذموم و دنیایى که معبود و مقصود بعضیها مى‏گردد و حب آن و عشق به آن همه وجود آنان را مى‏گیرد، همان هوا و التذاذ مربوط به این زندگى است که با این و آن حاصل مى‏شود، نه خود این و آن از موجودات و مخلوقات. (دقت شود).

دنیا، خوشى و التذاذ نفسانى خود انسان است، و اگر عمیقاً دقت کنیم، دنیا، «خود» انسان است. خوشى و التذاذ نفسانى خود را خواستن، یعنى «خود» را خواستن.

آنچه انسان از مال و جاه و خوردنى و آشامیدنى، و از همسر و فرزند و مسکن و باغ وراغ، و از طلا و نقره و این و آن مى‏خواهد، براى این است که التذاذ و خوشى نفسانى خود در این زندگى را در آنها و به سبب آنها و با آنها مى ‏بیند ،والا خود اینها مطلوب ومقصود اصلى او نیست، و اگر احیاناً تصور مى‏شود خود اینها مطلوب و مقصود انسان است، اشتباهى بیش نیست.

تنهااین دو آیه نیست که این حقیقت را مى‏رساند، بلکه، اشارات آیات دیگر قرآنى و همچنین روایات وارده از همین حقیقت خبر مى‏دهد.

با این توضیح که در اینجا آوردیم، موضوع اول، یعنى اینکه دنیا کدام است؟ براى ما روشن شد و دنیاى مذموم را شناختیم.

و اما موضوع دوم، یعنى اینکه، حب دنیا چیست ؟ با شرحى که در موضوع اول گذشت، موضوع دوم نیز معلوم شد و فهمیدیم حب دنیا، یعنى حب خوشى و التذاذ نفسانى خود. وقتى انسان خوشى و التذاذ نفسانى با این و آن را دوست داشت، در حقیقت، گرفتار رذیله حب دنیاست که‏ام الرذائل و سرچشمه همه خطاها و هلاکت ها و حرمان هاست.

دراینجا به همه و مخصوصاً به سالکین این توصیه را داریم و به آن تأکید مى‏کنیم که در همه آنچه گفتیم بخوبى دقت کنند، زیرا دقت و تعمق در نکاتى که ذکر شد، و دریافت خوب آنها، موجب بصیرت خواهد شد و معیارها را در این باب براى ما روشن نموده و معلوم خواهد کرد که در چه صورتى ما گرفتار رذیله حب دنیا هستیم و در چه صورتى هم گرفتار آن نیستیم. با دقت در آنچه گفتیم، همه‏مسائل در این باب براى ما حل شده و جواب سؤالات زیادى که احیاناً به نظر مى‏ آید، روشن مى‏گردد.

از باب مثال:

اگر انسان بدنبال مال و جاه و خوردنى و آشامیدنى، و مسکن و لباس و فرش، و اشباه و نظایر اینها باشد، و سعى در داشتن آنها نموده و آنها راداشته باشد و در حفظ آنها بکوشد، و در همه جوانب قضیه مقصود او، نه لذت و خوشى نفسانى مربوط به این زندگى، بلکه، مسائل اخروى و الهى، و در تعبیر روشنتر، مقصود او نیل به رضوان حق و قرب او باشد او باشد و تقرب و رضاى حق را دوست بدارد، در این صورت نه طالب دنیا محسوب مى‏ شود، و نه گرفتار رذیله حب دنیا. او در این صورت طالب حق است و حب حق را دارد.

و اگر انسان به دنبال کسب و کار باشد و مقصود او، نه التذاذ و خوشى نفسانى این زندگى، بلکه، مقصودش تأمین معاش خود و همسر و فرزندان از طریق مشروع، و حفظ حیثیت خود و اهل و اولاد، جهت امتثال امر حق باشد، و یا مقصود او، ادامه حیات براى پرداخت به سیر عبودى باشد، طالب دنیا و صاحب رذیله حب دنیا به حساب نمى‏آید، بلکه او طالب حق و رضوان او، و صاحب صفت فاضله حب حق است.

و خلاصه سخن این که، اگر انسان چیزى را براى استفاده در طریق عبودیت، و براى تقرب و نیل به رضوان پروردگار بخواهد، و نه براى خوشى و لذت نفسانى در این زندگى؛ از باب طلب دنیا و حب آن نخواهد بود و بلکه حرکت عبودى نیز محسوب خواهد شد.

بعد از این شرح، مى ‏توانیم آیات قرآن و روایات وارده در این باب راخوب بفهمیم و نکات و دقایق آنها را بهتر دریافت کنیم و راه خود را بشناسم.

از باب نمونه:

«شیخى به حضرت صادق صلوات الله علیه گفت: ما دنیا را طلب مى‏کنیم و مى ‏خواهیم به آن برسیم. امام سلام الله علیه فرمود: دوست دارى با آنچه به دست آوردى چه کارى انجام دهى؟ گفت: مى ‏خواهم حوایج خود و عیال خود را بر طرف کنیم و صله رحم انجام دهم و به فقرا و در راه خدا انفاق نموده و حج و عمره بجا آوردم.

امام فرمود: این، طلب دنیا نیست، این، طلب آخرت است».

در این روایت که بلحاظ اختصار ترجمه‏اش را آوردیم، اصل سؤال آن شخص و سپس سؤال امام از او، و همچنین توضیح آن شخص در مقام جواب به سؤال امام، و در آخر، جواب امام با کیفیت خاص، همه داراى نکات و دقایقى است که بعد از شرح و توضیح گذشته براى ما روشن مى ‏شود. نکات آیات و روایات دیگر نیز بعد از این باذن الله براى ما معلوم مى‏ گردد.

حال که معنى دنیا و مقصود از حب دنیا را فهمیدیم، چه بهتر به بعضى از آثار سوء و هلکات حب دنیا اشاره‏اى داشته باشیم، تا سالکین الى الله با پى بردن به آنها، و با دقت در اشارات آیات و روایات، و با تأمل در سخنان علماى سلوک، به اهمیت توبه از این رذیله مهلکه، و به ضرورت کنار زدن آن در مقام توبه از حرام ها، کاملا متوجه گردند.

---------------

منبع : مقالات ، ص 146- 150



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات , دنیا
[ جمعه ۱۳ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ ] [ آشنای غریب ]