مقالات << اشارتهایى ازآیات قرآن در سر توبه >>

اینکه گفتیم، سرى از اسرار معارف قرآن، و رمزى از اشارات نورى آیات آن است. و چه بهتر بعضى از اشارتهاى آیات را در اینجا بیاوریم، تا ارباب ذوق و بصیرت با تدبر بیشتر در آنها، علاوه بر آنچه گفته شد، به دقایق بالاترى نیز پى ببرند.

1- در آیه 37 سوره بقره در مقام بیان هبوط آدم علیه السلام، و بلحاظ کلى، در مقام بیان هبوط انسان از عالم بالا به عالم دنیا که بر اثر خطیئه و ازلال شیطان پیش آمد، چنین مى ‏فرماید: «فتلقى آدم من ربه کلمات فتاب علیه انه هو التواب الرحیم»یعنى «پس به هنگام هبوط و در اثناى آن، آدم از پروردگار خویش کلماتى را تلقى و اخذ نمود که با اخذ آنها خداى متعال بر آدم به رحمت خود بازگشت نمود، که او بازگشت کننده به رحمت و صاحب رحمت خاصه نسبت به بندگان خود است».

این آیه بعد از امر به هبوط از جنت است که در آیه قبل عنوان گردیده است. و طبعاً معنى آیه همان خواهد بود که ذکر نمودیم. یعنى بعد از تعلق مشیت حق بر هبوط، و بعد از امر بر آن که مساوى است با شروع شدن هبوط، در همان هنگام هبوط و در اثناى آن، حضرت آدم کلماتى را که کلمات وجودیه بخصوصى است از خداى متعال اخذ نمود که زمینه را در وجود آدم براى عطف نظر از مقام ربوبیت آماده کرد و مقام ربوبى نظرى بر آدم کرد و این نظر وى را مجذوب نمود و در نتیجه پى به خطیئه خود برده و روى به پروردگار خویش آورده و با تضرع کامل توبه کرد. خداى متعال دوباره بر او رحمت آورد و نظر کرد و بازگشتى دیگر بر او نمود و توبه او را پذیرفت، ولیکن دیگر هبوط حتمى گشته بود و ادامه این بازگشت تا جایى که نیل به جوار پروردگار تحقق یابد، در دنیا و در فرصت حیات در دنیا باید باشد.

بقیه ی نوشته در ادامه مطلب


بنابراین، اگر نبود آن نظر خاص و آن بازگشت با رحمت بسوى آدم یا انسان به هنگام هبوط، هم آدم و هم هر انسانى الى الابد از پیشگاه او دور مى‏شد و بسوى حرمان و خسران و هلاکت ابدى مى‏رفت و توبه و بازگشتى از آدم یا انسان نبود، کما اینکه، اگر نبود قبول توبه، باز جز حرمان و هلاکت در انتظار آدم یا انسان نبود و نیز راهى براى ادامه بازگشت در حیات دنیا در اختیار قرار نمى‏گرفت. (دقت شود).

با این توضیح به این حقیقت هم پى مى‏بریم که اسم «تواب» آنچنان که بعضیها فکر مى‏کنند، فقط بمعنى قبول کننده توبه نیست ،بلکه، معنى وسیع‏تر از آن دارد و آن اینکه، خداى متعال بازگشت کننده با رحمت و عنایت بسوى عبد است، هم قبل از اینکه عبد توبه کند، و هم بعد از توبه عبد، آن هم بصورت بازگشت بعد از بازگشت، چه در بازگشت قبل از توبه عبد، و چه در بازگشت بعد از توبه او. بازگشت اول، بازگشت بارحمت و جذب است، و بازگشت دوم، بازگشت با رحمت و مغفرت و قبول. در بعضى آیات به بازگشت اول اشاره شده و اسم «تواب» در این معنى بکار رفته است، مانند همین آیه‏اى که ذکر نمودیم، و در بعضى آیات به بازگشت دوم که بازگشت با مغفرت و قبول است، اشاره رفته و اسم «تواب» نیز به همین معنى آمده است.

از باب مثال: در آیه 161 سوره بقره در خصوص آنانى که آیات و احکام الهى را کتمان مى‏کنند و حقایق را اظهار نمى‏دارند و از این طریق خود را مشمول طرد و غضب حق قرار مى‏دهند و سپس نادم گشته و توبه مى‏کنند، چنین مى‏فرماید: «الا الذین تابوا و أصلحوا و بینوا فاولئک اتوب علیهم و انا التواب الرحیم» یعنى «...مگر آنان که توبه کنند و به اصلاح و جبران کارهاى بد خویش بپردازند وبه مردم آنچه راکه کتمان نموده‏اند، بیان کنند،. پس به آنان با رحمت و مغفرت خویش بازگشت نموده و توبه آنان را مى‏پذیرم، که من بازگشت کننده با عنایت خود بسوى بندگان و صاحب رحمت به آنان هستم». در این آیه بطورى که ملاحظه مى‏کنیم، به بازگشت دوم اشاره شده است و اسم «تواب» نیز به همین معنى آمده است.

2- در آیه 118 سوره توبه مى‏فرماید: «و على الثلاثة الذین خلفوا حتى اذا ضاقت علیهم الارض بما رحبت و ضاقت علیهم أنفسهم و ظنوا أن لا ملجا من الله الا الیه ثم تاب علیهم لیتوبوا ان الله هو التواب الرحیم».

این آیه در خصوص سه نفر از مسلمانان نازل شد که از شرکت در جهاد در غزوه تبوک بلحاظ سستى خویش امتناع و تخلف نمودند و بعد از اینکه رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم و مسلمانان به مدینه برگشتند، به محضر آنحضرت رسیده و اعتذار کردند و لیکن حضرتش با آنان سخن نگفت ومسلمانان هم به تبعیت از آن حضرت با آنها سخن نگفته و آنها را ترک نمودند و حتى بچه‏ها نیز از آنها دورى کردند و زنهاى آنها هم با آنها سرد گرفتند و آنچنان تنها ماندند که شهر مدینه بر آنان تنگ شد و سر به بیابان و کوهها نهادند و همه زمین و زمان بر آنها تنک گردید و بالاخره دانستند که نقطه امیدى جز خداى متعال ندارند. اینجا بود که پروردگار به رحمت خود بازگشتى به آنها نمود ونظرى بر آنان کرد که بر اثر آن، روى به خدا آورده و توبه نمودند و به تضرع پرداختند. و خداى متعال بازگشتى دیگر بر آنها نموده و توبه آنها را قبول کرد و آنان را مشمول مغفرت و رحمت قرار داد.

و حال، بعد از این توضیح به ترجمه آیه مى‏پردازیم. مى‏فرماید: «و خدا به رحمت خویش بازگشت نمود بر آن سه نفر که از شرکت در جهاد تخلف ورزیدند، تا جایى که زمین با همه وسعتى که دارد بر آنها تنگ شد و خود از دست خود نیز دلتنگ گشتند و دانستند که از غضب خدا جز به رحمت او پناهى نیست. سپس پروردگار به رحمت بازگشتى دیگر بر آنها نمود تا آنها توبه کنند و روى به خدا آورند. خداى متعال است که با رحمت و عنایتش بازگشت کننده بر بندگان مى‏باشد و صاحب رحمت است».

از آیه شریفه با توجه بر ارتباط آیه به آیه قبل از آن، و با توجه بر اشارات و مضمون دقیق آن، نه تنها این حقیقت بر مى‏آید که قبل از بازگشت عبد، بازگشتى از جانب پروردگار بر عبد هست، بلکه، این نیز استفاده مى‏شود که همین بازگشت بارحمت از جانب او، بصورت مکرر و بازگشت بعد از بازگشت است، تا عبد بسوى او مجذوب گردد و روى با او آورده و توبه کند. دقت بیشتر را به عهده اهل آن مى‏ گذاریم.

 

 

مزد رحمت قسم هر مزدور نیست / هین به پشتى آن مکن جرم و گناه

که کنم توبه در آیم در پناه / مى‏ بباید تاب و آبى توبه را

شرط شد برق و سحابى توبه را / آتش و آبى بباید میوه را

واجب آمد ابر و برق این شیوه را / تا نباشد برق دل و ابر دو چشم

کى نشیند آتش تهدید و خشم / تا نباشد گریه ابر از مطر

تا نباشد خنده برق اى پسر / کى بروید سبزه ذوق وصال

(دفتر دوم مثنوى)

این دو مورد از آیات قرآن را که بعنوان نمونه در اینجا آوردیم، شاهد بر توبه اول، یا بازگشت اول از جانب پروردگار بسوى عبد یا بر عبد است. در خلال بحث به مورد دیگرى از آیات قرآنى هم اشاره نمودیم که شاهد بر بازگشت دوم از جانب پروردگار است که بعد از بازگشت عبد مى ‏باشد. آیات در هر دو مورد، زیاد است و چه بهتر ارباب بصیرت براى آشنایى بیشتر به تدبر و تعمق در آنها بپردازند.

-----------

مقالات،ج 2 ، ص 78-79-80-81



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات , توبه
[ جمعه ۸ دی ۱۳٩۱ ] [ ٥:٥۸ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]