مباحث معاد از استاد فرزانه حضرت آیت الله محمد شجاعی(مد ظله العالی)(جلسه دوازدهم)

سلسله مباحث معـــاد از استاد فرزانه

حضرت آیت الله محمد شجاعی ( مد ظله العالی ) ( جلسه دوازدهم )

موضوع بحث: عالم اول قیامت ( جلسه اول )

 

 

آیات قرآن و روایات وارده از ائمه اطهار (علیهم السلام ) خواسته اند انسان را متوجه قانون تحول کنند . قرآن کریم می فرماید : اگر می خواهید اصل وجود معاد را متوجه شوید به قانون تحول متوجه باشید , یعنی موجودات تغییر شکل میدهند و به صورت دیگر در می آیند که آن را همان متحول شدن می گویند . قرآن میفرماید : می بینید که همه موجودات شکلهای متنوعی قبول میکنند , همه موجودات در حرکت هستند تا به جایی برسند که حرکت درآنجا متوقف شود و به آن نقطه ای که آخر حرکت تکاملی است معاد گفته میشود .

از آنجایی که در زندگی دنیوی شروع حرکت انسانها متفاوت است نتیجه ها هم متفاوت خواهد بود ، این اقتضای قانون تحول است و به حساب این مسئله قهرا معاد بصورت دیگری شرح می شود . به عنوان مثال ما انسانها در مورد عوالم اخروی شنیده ایم که آخرتی  هست ، بهشتی هست ، جهنمی هست . بهشت طبقاتی دارد , جهنم طبقاتی دارد . در جهنم چطور عذاب هایی هست و از نظام و احکام بهشت بصورت پراکنده مطالبی شنیده ایم که اگر شنیده هایمان را با مسئله علمی و تحول پیش ببریم مسئله حل میشود . اولا 13 یا 12جلسه است که درباره تحولی که انسان را به برزخ میبرد و از آنجا تحول ادامه پیدا میکند و این که تحول در برزخ چگونه است صحبت کردیم . حالا دقت کنید معنی آنچه که گفتیم این است که موجود توقف نخواهد کرد , هنوز در حرکت است و درآن نقطه ای که توقف خواهد کرد به آنجا معاد میگوئیم . حالا میخواهیم شرح کنیم که بعد از برزخ این تحول چگونه میشود و کم کم آن مطالبی که درباره آخرت شنیده اید را قطعه قطعه به صورت علمی و دقیق شرح خواهیم کرد .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مباحث معاد
ادامه مطلب
[ شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٦:۱٦ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

فایل های صوتی جلسات حضرت آیت الله محمد شجاعی(حفظه الله)

موضوع برنامه سلسله مباحث قرآنی اخلاقی
-----------------------------------
برنامه تفسیری با کارشناسی حضرت استاد آیت الله محمد شجاعی
-----------------------------------
ویژه ایام محرم در رابطه با اوصاف و ویژگیهای حضرت ابا عبدالله الحسیِن(ع)
-----------------------------------
در ایام فاطمیه در رابطه با ویژگیهای وجودی فاطمه زهرا (س)
-------------------------------------------------
بر گرفته از سایت رادیو قرآن


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: کیمیای وصال , اسرار فاطمی , چراغ هدایت , در مکتب وحی
[ جمعه ۳٠ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٤:٠٦ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

نور یقظه، یا نور ولایت

نور یقظه و جذب حق در اول سلوک باشرح و وصفى که گذشت نیز، از طریق مقام ولایت به سالک مى‏ رسد اصل نور از حق است و مقام ولایت هم طریق آن. این نور از این طریق متوجه سالک مى ‏گردد و او را بخود میآورد و بیدار مى‏کند.

جانهاى مرده اندر گور تن                            بر جهد ز آوازشان اندر کفن

گویى این آوا، ز آواها جداست                       زنده کردن کار آواز خداست

(دفتر اول مثنوى)

لذا گاهى این چنین نیز گفته مى‏شود که این نور، ولایت است.

در همان زیارت جامعه مى‏خوانیم: «و انتجبکم لنوره» یعنى «خداى متعال شما را براى نور خود برگزیده است». و مى ‏خوانیم:« و نوره و برهانه عندکم» یعنى «و نور و برهان حق در نزد شماست». و باز مى ‏خوانیم:

«و أنتم نور الاخیار» یعنى «و شمائید نور بندگان خوب خدا». و نیز مى‏خوانیم: «و أشرقت الارض بنورکم وفاز الفائزون بولایتکم»یعنى «و زمین، چه ارض ظاهر، و چه أرض دل، با نور شما روشن گفته و آنها که بمقصد رسیده‏اند، به ولایت شما رسیده‏اند.

و در حقیقت، نور، نور وجه حق است و حقایق نورى آنان جلوه تام وجه حق و بلکه، بلحاظ فناء فى الله، همان وجه حق است.

 

زآنکه در الاست او از لا گذشت                   هر که در الاست او فانى نگشت .

(دفتر اول مثنوى)

و لذا در همین زیارت جامعه بطورى که اشاره کردیم در جایى مى‏خوانیم: «و نوره و برهانه عندکم». یعنى «و نور و برهان حق در نزد شماست» و در جاى دیگر مى‏خوانیم: «السلام على الائمة الدعاة و... و صراطه و نوره و برهانه» یعنى «سلام بر امامان بزرگوارى که دعوت کننده بسوى خدا و... و صراط او و نور او هستند».

در جمله اول گفته مى‏شود، نورحق در نزد شماست و در جمله‏دوم خود آنان را نور حق مى‏گوییم. نور، یک نور است و بس، چه نور حق بنامیم، چه نور و جه حق بگوییم، و چه نور صاحبان ولایت.

 

آب خواه از جو بجو خواه از سبو              کاین سبو را هم مدد باشد زجو

(دفتر اول مثنوى)

-----------------------------

مقالات ، ج 2 ، ص34



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات , یقظه
[ چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٧:۱٦ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

استضائه از مقام ولایت مطلقه براى حصول یقظه

اصل یقظه و انتباه، یعنى نور یقظه و جذب حق، چه بظاهر بر اثر تلاوت آیات و تدبر در آنها، چه بر اثر تفکر در آیات وجود، و چه بنحو دیگر باشد، بحکم مشیت حق و بمقتضاى ولایت مطلقه تکوینیه، از طریق حاملین مقام ولایت مطلقه خواهد بود، چه انسان خود به این امر توجه داشته باشد، و چه غافل از آن باشد.

آنان مجارى فیض حضرت حق، و وسیله‏هاى خلق و انسانها بسوى او مى ‏باشند. آنچه از حق مى‏ رسد، از طریق آنان مى‏رسد؛ و هر کسى در طلب حق باشد، بوسیله آنان بسوى او خواهد رفت. انوار، هدایتها، جذبها،و افاضتهاى ربوبى، همه از طریق آنان از جانب حضرت حق به سالکین الى الله در همه ‏مراحل و منازل سلوک مى ‏رسد.

در زیارت جامعه کبیره مى ‏خوانیم که: «بکم فتح الله و بکم یختم» یعنى «خداى متعال ایجاد و خلق را با شما و بسبب شما و از طریق شما فتح نمود و نیز از طریق شما و بوسیله شما آنرا ختم خواهد کرد». تجلیات فعلى حضرت حق چه در بدو وجود و فتح آن و چه در عود وجود و ختم آن، از طریق حقایق نورى آنان که جلوه اول حق و اسماء و صفات او، و خلق اول اوست، مى‏ باشد.

در همین زیارت مى‏ خوانیم که: «من أراد الله بدء بکم». یعنى «هر کس خداى متعال را اراده کند، با شما و به کمک شما شروع مى ‏کند»؛ چه از لحاظ هدایت و ارشاد ظاهرى، چه از لحاظ هدایت و ارشاد باطنى، چه از لحاظ وساطت در فیض.

و باز مى ‏خوانیم که: «و من قصده توجه بکم» یعنى «و هر کس قصد خدا را داشته باشد، بسبب شما متوجه حضرت حق خواهد شد».

در همه مراحل سلوک، چه مرحله اول آن که «یقظه» و «انتباه» است، و چه در مراحل و منازل بعدى آن تا نیل بمقصد، سالک از حقایق نوری و از ولایت حاملین ولایت مطلقه الهیه بهره‏ مند مى‏ گردد. و این نیز بجاى خود بزرگترین تفضل از حضرت حق و بالاترین نعمت اوست. الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتى (آیه 3 سوره مائده).

-------------------------------

مقالات ، ج 2 ، ص 33



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات , یقظه
[ چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٧:۱۱ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

مباحث معاد از استاد فرزانه حضرت آیت الله محمد شجاعی(مدظله العالی)(جلسه یازدهم)

سلسله مباحث معـــاد از استاد فرزانه

حضرت آیت الله محمد شجاعی ( مد ظله العالی ) ( جلسه یازدهم )

موضوع بحث: تمثل عقیده و اوصاف در برزخ

-----------------------------------------

" گفتیم قانون تحول و تکامل انسانها در نظام برزخ یک مسئله مسلم است و اشاره ای کردیم به خصوصیات اعمال و عقاید انسان در برزخ که عاید انسان میشود و با مردن انسان به واسطه آنها یا معذب است یا منعم "

این مسئله هم تذکر دهنده است که در برزخ یک قانون علمی داریم و آن عبارت است از اینکه : درعالم برزخ باطن انسان تجلی میکند و جلوه گر میشود . اینرا فراموش نکنید که هرچه در باطن هست در آنجا ظاهر میشود ، این یکی از قوانین برزخ است . هرچه در باطن هست آنجا ظاهر میشود یعنی چه ؟ یعنی من دراین زندگی دنیوی در باطن وجودم نحوه زندگیم به هر صورتی که هست در برزخ این باطن جلوه خواهد کرد ، فلذا از اینجا مسئله تمثیل اصواف و عقاید پیش میاید.

بقیه مبحث را ادامه مطلب بخوانید :



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مباحث معاد
ادامه مطلب
[ یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٧:٢٠ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

علم و عمل

بسم الله الرحمن الرحیم

هر چه یاد گرفتید، خاموش تر خواهید شد. شب و روز همت تان این باشد که یاد بگیرید. هر چه یاد گرفتید، ادعایتان کمتر خواهد شد. هر چه یاد گرفتید، خودتان را نادان تر می دانید.
وقتی انسان دانست و عمل نکرد، آن علمی را هم داشت از دست می رود و بعدها منجر به وسوسه، شک و تردید و احیانا انکار و عدم قبول می شود.
علم فریاد می کند و عمل را می خواند؛ اگر عمل به فریاد او جواب داد که داد و الا علم هم می رود.

از تذکرات معظم له1367

------------------------

برگرفته از سایت : www.shojaee.org



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: علم و عمل
[ شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٧:٠۸ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

بحث نماز: 4

بسم الله الرحمن الرحیم

سلسله مباحثی در باره نمــاز از استاد آیت الله محمد شجاعی مدظله العالی

... نکته دیگر هم بگویم از نماز که وقتی بلند می شوید برای نماز خیلی زود و سریع نماز را شروع نکنید، لحظاتی را بایستید؛ این را عمل کنید، این نکته برای عمل است، آن یکی که مصیبت بود که باید سعی کنید در آن مسیر...
ببینیم آیا حل می شود یا نه؟ اما این را برای عمل می گویم، سعی کنید عمل کنید خیلی مؤثر است؛ من و شما سعی می کنیم نمازمان حالی داشته باشد و با این وضع روحی و سابقه روحی که داریم و داشته ایم بالاخره موفق نمی شویم، ما را رد می کنند، فراموش نکنید وقتی به نماز می ایستید، حلاوت ذکر را ندارید، به ما نمی چشانند و اصلاً حال فرار داریم که زود تمام بشود و هر چه سعی می کنیم متوجه باشیم باز دلمان به این سو و آن سو می رود، این تازه این سوی قضیه است که من و شما وقتی تحلیل می کنیم، توضیح می دهیم این طور می شود، اما آن ســـوی قضیــه چیست؟



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: بحث نماز
ادامه مطلب
[ شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱:۳٤ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

بقیة الله << شناخت حضرت مهدی علیه السلام >>

فصل

1

شناخت حضرت مهدی علیه السلام

 

  • بخش یک : معنای بقیة الله چیست؟
  • بخش دو : میلاد مقدس
  • بخش سه : نایبان خاص

 

بخش یک

معنای بقیة الله چیست؟

ذکر نام امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) براساس روایات تحریم شده است و باید باید با القاب از ایشان یاد کنیم.[1] این عدم جواز سرّ عجیبی دارد و این مجال برای شرح  آن اندک است.اینک پیرامون یکی از القاب آن حضرت یعنی(( بقیة الله)) سخن می گوییم.[2] هر چند به یک معنی کلی رسول خداصلی الله علیه و آله و همه ی ائمه علیهم السلام (( بقیة الله)) اند  ; ولی این لقب به امام زمان(سلام الله علیه) اختصاص یافته است. این اطلاق و انتساب طبق مطالبی که در بحث (( ولایت تکوینی )) مطرح است، تفسیر شده و تا حدّی توجیه و تعریف درستی تلقی می شود. توجه به چند نکته – که به تفضی در مباحث (( ولایت تکوینی )) پیگیری شده و در اینجا به اختصار و اشاره طرح می گردد- ما را در فهم بهتر مسئله مدد کار خواهد بود.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: بقیة الله
ادامه مطلب
[ شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

نور یقظه، یا جذب حق

در حقیقت، «یقظه» و «انتباه» و به تعبیرى، آن بیدارى و بخود آمدن که همه چیز را به هم مى‏زند و بنیان اوهام و خیالات و فریبها را درهم مى‏ریزد و به دنبال آن سالک به راه مى‏افتد، نور خاصى است از حضرت حق و به یک نظر، جذبى است از او که متوجه قلوب مستعده مى‏گردد. در بیان دیگر مى‏شود گفت: «یقظه» و «انتباه» به معنى کلمه، و بدین معنى که سالک را بیدار کند و به حرکت آورد،مانند هر فعل و هر اثر خوب، در اصل از حضرت حق مى‏باشد.

در دعاى صباح از زبان حضرت سیدالاولیاء امیرالمؤمنین سلام الله علیه چنین مى‏خوانیم که: «الهى ان لم تبتدئنى الرحمة منک بحسن التوفیق فمن السالک بى الیک فى واضح الطریق» یعنى «پروردگارا، اگر در ابتدا از تو رحمت و عنایتى که توفیق خوب از جانب تو را در بر دارد به سراغ من نیاید، و اگر قبلا عطف و نظرى از تو نباشد، کیست که مرا در طریق واضح و روشن بسوى تو بیاورد؟!».



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: یقظه , جذب , انتباه , مقالات
ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ٢٠ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٤:٢٥ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

هر آیه‏اى از قرآن پرده‏اى از اوهام را کنار مى ‏زند

هر کدام از آیات شریفه قرآن، بنحو خاصى «یقظه» و «انتباه» مى‏آورد. یعنى هر آیه‏اى در سیاق مخصوص خود و با توجه بر ارتباط آن با آیات قبل و بعد و با آیات دیگر، از مضمون و محتواى خاص و نیز، از اشارات و نکات و رموز بخصوصى برخوردار بوده و پرده از روى حقیقت یا حقایقى برداشته و براى متدبر به اندازه تدبر و به اندازه فهم او، و در اصل در حدى که خداى متعال مى‏خواهد، نوعى یقظه و تنبه مى‏بخشد و پرده‏اى از پرده‏هاى اوهام و حجابى از حجب جهل و غفلت را کنار مى ‏زند.در نتیجه، با تلاوت همه آیات و با تدبر عمیق در آنها، و با تکرار تلاوت و تدبر و نیز، با تعمق بیشتر، همه حجب اوهام و غفلت کنار رفته و حقایق براى انسان معلوم گردیده و بصیرت حاصل گشته و ابواب جدیدى بهروى انسان باز شده و بالاخره بخود آمده و بیدار مى‏شود و از راهى که قبلا در پیش گرفته بود بر مى‏گردد و در راهى که باید در پیش بگیرد قدم مى‏گذارد. درست مانند کسى که در خواب باشد و خواب ببیند و در همان عالم خواب براساس یافته‏هاى خیالى خویش فکرها داشته و تصمیم‏ها گرفته و راه و روشى براى خود در پیش بگیرد، و دفعة بیدار شده و همه را باطل بیند و حقیقت را چیز دیگر یافته و راه خود اتخاذ کند.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: اوهام , یقظه , حجاب , مقالات
ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ٢٠ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٤:۱٤ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

مباحث معـــاد از استاد فرزانه حضرت آیت الله محمد شجاعی(مد ظله العالی)(جلسه دهم)

سلسله مباحث معـــاد از استاد فرزانه

حضرت آیت الله محمد شجاعی ( مد ظله العالی ) ( جلسه دهم )

موضوع بحث: معـاد دیوانه ها

----------------------------------------------

 گفتیم معاد آن نقطه ای است که تحولات وجود در آنجا متوقف خواهد شد آنهم نه تنها انسان , بلکه تحول همه موجودات تمام خواهد شد . قرآن فرمود همه موجودات متحول اند و بسوی نقطه ای می روند , معاد هم کلی است . مخصوص انسان نیست همه چیز از حیوان و نبات و جماد و انسان با اصناف و انواع مختلف , موجودات جوی ، خود کرات جوی ، عالم ماده ، عوامل معنوی ، موجودات معنوی همه یکسره در حرکت بسوی نقطه ای هستند که نامش را معاد می گوئیم .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مباحث معاد
ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٩:٠۱ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

مباحث معـــاد از استاد فرزانه حضرت آیت الله محمد شجاعی(مد ظله العالی)(جلسه هشتم

سلسله مباحث معـــاد از استاد فرزانه

حضرت آیت الله محمد شجاعی ( مد ظله العالی ) ( جلسه هشتم )

موضوع بحث: تطهیر انسان ها در برزخ از غیر خدا ( برای الهی ها ) و تطهیر از خدا ( برای غیر الهی ها )

-----------------------------------

آیات و شواهدی گفتیم که همه موجودات دارای معاد هستند منتها برای هر موجودی  مفهوم خاصی دارد ومانند معاد انسان نیست  چون همه موجودات هر کدام از یک مسیرخاص  حرکت می کنند  قهرا معاد هر کدام معنی دیگری خواهد داشت . اولا معاد کلی است چون حرکت موجودات به سوی آن نقطه است .

مسئله انسان و معاد انسان یعنی چه  ؟ یعنی انسان از آن وقت که وجود پیدا کرد و پا به عرصه وجود گذاشت به اصطلاح فلاسفه , دیگر باید معدوم شدنش را یکباره از فکرتان دور کنید . همین که انسان به وجود آمد مسلما دیگر نابود نخواهد شد و فقط تغییر صورت خواهد داد , یک مدت در این دنیا تعییرات خواهد داشت و چون انسان مشمول تحول است از اول به وجود آمدن شروع به رنگ گرفتن می کند , شروع به کسب خصوصیات می کند و بیشتر هم خصوصیاتش بر روی روح پیاده می شود نه جسم , گرچه جسم انسان هم در حرکت است , از جنین تا به آخر ولی اصل حرکت و اصل تحول و اصل تغییر صورت دادن متوجه روح انسان است .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مباحث معاد
ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۸:٥٦ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

مباحث معـــاد از استاد فرزانه حضرت آیت الله محمد شجاعی(مدظله العالی)(جلسه نهم)

سلسله مباحث معـــاد از استاد فرزانه حضرت آیت الله محمد شجاعی ( مد ظله العالی ) ( جلسه نهـم )

موضوع بحث: معـاد بچه ها

------------------------------------------------------

 گفتیم اسرار و نظام عالم برزخ از این دنیا خیلی بالاتر است و نظامش از نظام ماده پر پیچ و خم تر است , قهرا به طوریکه در این نظام ماده می بینید هر موجودی جایی دارد و دارای شرایط مخصوصی هست . من وشما و هیچ انسانی نتوانسته از اسرار عالم ماده سر در بیاورد , برزخ هم همینطور است .

اولا در برزخ خدا یک شرایط مخصوصی خلق فرموده که آنها فقط جاذب روح بچه هستند . یعنی وقتی روح بچه به برزخ وارد شد در آن شرایط تکمیل خواهد شد و پیش خواهد رفت. منتها یک مسئله راه را می بندد و آن اینکه ببینیم آیا بچه ها با هم فرق میکنند ؟ آیا روح بچه ای  با روح بچه دیگر فرق دارد؟ یعنی آیا روح بچه ای که از یک موحد بوجود آمده , یا از یک والدین خداپرست , یا از یک والدین شیعه ویا از یک والدین مسلمان بوجود آمده, آیا روح این بچه با روح آن بچه ای که از یک والدین غیر شیعه , غیر مسلمان , منکر , مادی و بالاخره صاحبان عقاید دیگر ببار میاید فرق دارد یا خیر ؟ البته تعصب را در اینجا کنار میگذاریم وفقط از لحاظ علمی مطالعه خواهیم کرد.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مباحث معاد
ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۸:٠۱ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

سلسله مباحث معــاد از استاد فرزانه حضرت آیت الله محمد شجاعی(مدظله العالی)جلسه7

سلسله مباحث معـــاد از استاد فرزانه

حضرت آیت الله محمد شجاعی ( مد ظله العالی ) ( جلسه هفتم )

 

موضوع بحث: سنجش الهی بودن و غیر الهی بودن انس

 

انها در برزخ

 

 

 

 

 

 تدریجا معاد را از لحاظ مسئله تحول بیان کردیم و فهمیدیم که تحول پایه واساس معـاد است . با توجه بر آیات و روایات موضوع معاد , تکوینی و متکی بر قانون تحول موجودات است . قرآن فرمود فکر نکنید که موجودات معدوم می شوند بلکه متحولند . نه تنها انسان بلکه همه موجودات متحولند .

 

تحول یعنی شکل به شکل شدن و به حالات مختلف در آمدن , تغییر ماهیت دادن و به سوی تکامل پیش رفتن . هیچ موجودی از صفحه وجود برچیده نمیشود بلکه متحول و باقی است و مرتب در حال حرکت است . قهرا انسان به عنوان یک موجود با بقیه موجودات به سوی نقطه ای در حال حرکت است که نام آن معاد است و در آنجا تحولها و حرکتها متوقف خواهد شد . هر موجودی از هر راهی , هر مسیری و از هر مسلک و طریقی که حرکت کرده در آن نقطه متوقف خواهد شد و نتیجه حرک

 

ات و تحولات قبلی اش را خواهد دید .

 

 

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مباحث معاد
ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٧:٤٦ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

خاتــَم و خاتـِم

بسم الله الرحمن الرحیم

بیاناتی از استاد آیت الله محمد شجاعی درخصوص امام زمان صلوات الله علیه

انشاالله خدا هیچ وقت ما و شما را از امام زمان سلام الله علیه جدا نکند؛ اعمالی که من و شما داریم هر روز به اذن الله به امام زمان صلوات الله علیه، عرضه می شود؛ حضرت بقیة الله سلام الله علیه و عَجّل الله تعالی فی فرجه، هم خاتــَم هست و هم خاتـِم.
چند جمله  از علماء و عرفای اهل سنت عرض می کنم، از یَنابیع المَودّة که کتاب عالِم حنفی است، عارف و عامل بوده و خیلی هم مرید داشته است ...

از ینابیع المودة است درخصوص این آیه: قُل لا اَسئلُکُم عَلیه اَجراً اِلّا المَوَدةَ فِی القُربی، بگو به همه مردم من در برابر این رسالت هیچ اجری نمی خواهم مگر با اهل بیت من خوب رفتار کنید و از در دوستی بیایید. که خیلی خوب آمده اند!! .

بقیه بحث را در ادامه مطلب بخوانید:



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ] [ آشنای غریب ]

کلمه واحده

و بالاخره اینکه، غفلتى بس بزرگ و اشتباهى خطرناک و فریبى اسرارآمیز در این بین وجود دارد که انسانها را در حیات دنیوى آنان تهدید مى‏کند و ابعاد بى شمار و حرمان وخسرانهاو عذابهاى بسیار گسترده و دامنه‏دارى در بر دارد که با گفتن و شمردن تمام نمى‏شود و همه هم در گفته‏ها نیاید و در لفظ و عبارت نگنجد و براى افهام عادى هضم نگردد. همینقدر خدا و رسول به یک کلمه انسانها را موعظه مى‏کنند و آن اینکه، قیام کنید براى خدا و دل به او داده و در طلب او باشید و بس.

«قل انما أعظکم بواحدة أن تقوموالله مثنى و فرداى ثم تتفکر و اما بصاحبکم من جنة ان هو الا نذیر لکم بین یدى عذاب شدید» (آیه 46 سوره سبا). یعنى «اى پیامبر، بگو من شما را موعظه مى‏کنم به یک کلمه و آن اینکه: قیام کنید براى خدا با همدیگر و به تنهایى، و در این امر فکر بکنید که صاحب شما (پیامبر) جنون ندارد، و حقیقت جز این نیست که او فرستاده خداست و شما را از عذاب سختى که در پیش است مى‏ترساند».



 
  • تو به هر حالى که باشى مى‏طلب‏کآن لب خشکت گواهى مى‏دهدخشکى لب هست پیغامى از آن

  • آب میجو دائماً اى خشک لبکاو بآخر بر سر منبع رودکه به مات آرد یقین این اضطراب

(دفتر سوم مثنوى)

نه تنها آیاتى از قرآن کریم با اشارتها و لحن‏هاى بخصوصى مى‏خواهد انسان را بخود آورده و بیدار کند بلکه، همه قرآن این چنین است و اگر در تک تک آیات به تدبر بپردازیم، به این حقیقت پى‏خواهیم برد.«کتاب أنزلنا الیک لتخرج الناس من الظلمات الى النور» (آیه 1 سوره ابراهیم).

-------------------

مقالات ج 1 ، ص 27- 28



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات
[ پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ ] [ آشنای غریب ]

فهم راز دل، احتیاج به یقظه و تنبه دارد

سخن دل، سخنى دیگر و فریاد او، فریاد دیگرى است. دل از جوار حضرت حق و از موطن اصلى خویش دور گشته و درد او درد هجران و فراق، و ناله و فریاد او همه از هجران و فراق، و خواست او همان جوار حق و موطن اولى او مى‏باشد، و سکون و آرامش او با نیل به مرتبت اولیه خویش، و با شهود و فناء و بقاء است و بس. و آنکس که بخود آمده و بیدار گشته، درد دل را مى‏باید و سخن او را مى‏فهمد و به سر ناله و فریاد او آشنا مى‏باشد.

 

  • هر کسى از ظن خود شد یار منسر من از ناله من دور نیست‏

  • وز دورن من نجست اسرار منلیک چشم و گوش را آن نور نیست

(دفتر اول مثنوى)

--------------------------------

مقالات ، ج 1 ، ص 27



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات
[ پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ ] [ آشنای غریب ]

بحث نماز: 3

 بسم الله الرحمن الرحیم

         سلسله مباحثی درباره نماز از آیت الله استاد محمد شجاعی مُدظله العالی

 

با این مقدمه من این روایت را برای شما اجمالا ترجمه می کنم. شروط و شرایط قبول شدن نمار را از زبان خدای متعال بیان می فرماید، یعنی آن نمازی که قبول می شود و انسان را مقبول خدا می گرداند، کدام نماز است؛ حالا روایت را دقت کنید: عَن ابی عبدالله علیه السَلام: قالَ اللهُ تبارکَ و تعالی انّما اَقبلُ الصّلوةَ لمَن تَواضَع لعَظمتی، خدای متعال فرموده، حقیقت این است که من نماز را قبول می کنم ( اولین شرط را می فرماید ) از آن کسی که در برابر عظمت من خاضع باشد.
مابقی بحث را در ادامه مطلب بخوانید:



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: بحث نماز
ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ] [ آشنای غریب ]

بحث نماز: 2

         بسم الله الرحمن الرحیم

        سلسله مباحثی درباره نماز از آیت الله استاد محمد شجاعی مُدظله العالی

در بحار جلد 69 صفحه 391 بابی دارد به نام جوامع للمکارم الاداب، در این باب آن خصوصیات خوب را که باید انسان داشته باشد و آدابی که برای آنها هست بیان فرموده است، روایات عجیبی در اینجا آورده است عجیب از نظر آن مضامین و حقایقی که در این روایات هست، این روایتی که اینجا می خوانم یکی از آن روایت ها است.

روایت 66 از محاسن البرقی نقل کرده با سند از امام صادق علیه السلام قال: قال اللهُ تبارکَ و تَعالی انّما اَقبلُ الصّلوةَ لمَن تَواضَع لعَظمَتی، امام صادق علیه السلام می فرماید: خدا فرموده است که من نماز را قبول می کنم از کسی که در برابر عظمت من خاضع باشد.

بقیه مبحث را در ادامه مطلب بخوانید:



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: بحث نماز
ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۸:٤٠ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

بحث نماز: 1

بسم الله الرحمن الرحیم

سلسله مباحثی درباره نماز از آیت الله استاد محمد شجاعی مدظله العالی

 

... روایتی از حضرت زهرا سلام الله علیها که از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، سوال کرد: « فقالت: یا ابتاه ما لمن تَهاون بصلاته من الرجال و النساء ». از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلـم پرسیدند: کسی که نمـازش را سبک می شمارد چه زن باشد و چه مرد باشد، آنهایی که نمــازشان را سبک می شمارند چه هست بر ایشـان.

این سبـک شمردن صحبتهای مختلف دارد یعنی: یکی این است که در اول وقت نماز نخواند، یکی این است که در موقع  خـــواندن نمـاز زیاد به آداب و حـدودش مقیـد نباشد، سعی نکند که آن شرایـط فضیلت را مراعات کند، بطور کلـی سبک بشمارد. یکی از صور سبک شمردن تاخیر از اول وقـت است ولی ممکن است یکی در اول وقت هم بخواند ولی به شرایط آداب و حدودش چندان پا بنـد نشود، با عجله بخواند، حضـور نداشته باشد. البتــه بعدها در دنباله این صحبت در ادب حضـوع و خشــوع، آداب را ذکـرمی کنیم. در اینجا حضرت زهرا سلام الله علیهــا سوال می کند که کســی که نمــازش را سبک بشمارد چه می شود؟

ادامه بحث را در ادامه مطلب بخوانید:



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: بحث نماز
ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۸ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٥:٥۸ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

مباحث معـــاد از استاد فرزانه حضرت آیت الله محمد شجاعی (مدظله العالی) جلسه ششم

سلسله مباحث معـــاد از استاد فرزانه

حضرت آیت الله محمد شجاعی ( مد ظله العالی ) ( جلسه ششم )

موضوع بحث: باز شدن دری از بهشت یا جهنم به روی انسان به محض ورود به برزخ

گفتیم هرکس با رنگ مخصوصی وارد برزخ میشود و با همان رنگ به سوی نقطه ای در حرکت است , و وقتی به عالم برزخ وارد شد دری به رویش باز میشود .

ورود با عالم برزخ یعنی باز شدن دری تازه به روی انسان در جهت حرکت بسوی آن نقطه ای که متوجه آن است . در این دنیا چندان نمی دانست که کجا میرود و اگر از او سوال می کردند که مقصدت چیست , می گفت من فقط خدا را می خواهم و همّ و غمّ من اینست که خدا از من راضی باشد ( البته اگر راست می گفت ) , یا همین سوال را از دیگری می پرسیدند می گفت که فقط مقصود من اینست که اشباع غریزه جنسی کنم , فقط این را می دانست . اما وقتی وارد عالم برزخ شد تازه بیدار میشود و متوجه مسئله میگردد .

 

در این عالم که رنگها متنوع است شبه ای نیست , مسئله اینست که هرکسی وارد برزخ شد به رویش دری باز میشود که این در باز شدن یا بسوی بهشت است یا بسوی جهنم .

بقیه ی نوشته را در ادامه مطلب بخوانید.

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مباحث معاد
ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۸ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

مباحث معـاد از استاد فرزانه حضرت آیت الله محمد شجاعی(مدظله العالی) جلسه ی پنجم

 

سلسله مباحث معـــاد از استاد فرزانه

 

حضرت آیت الله محمد شجاعی ( مد ظله العالی ) ( جلسه پنجم )

 

موضوع بحث تکامل در برزخ ارادی نیست , بلکه با جبر برزخ خواهد بود .

 

 در جلسات گذشته گفتیم که وقتی به نکات و روایات دقت میکنیم , مسئله معاد یک مسئله فوق العاده دقیق است و اگر خود شما در مسئله معاد کمی تفکر کنید می فهمید که مسئله بسیار دقیقی است و در مجموع با آن تصوراتی که تا بحال درباره معاد کرده ایم وفق نمی کند .

در مرحله اول شرح کردیم که از نظر قرآن کریم معاد بر اصل تحول یا اصل بقاء موجودات متکی است . قرآن کریم مسدله نابودی مطلق را بطور کلی نفی میکند وهمه را به یک اصل مسلم علمی متوجه میکند , اولا در خلقت فکر کنید نمی توانید ذره ای پیدا کنید که نابود شود و معدوم مطلق باشد و بطور کلی از بین برود و از صفحه وجود برچیده شود . وقتی دیدید که نابودی در خلقت نیست فکرتان متوجه یک اصل و قانون دیگر علمی خواهد شد که کلا در خلقت حکم فرماست (چه انسان وچه غیر انسان ) که عبارت است از مسئله تحول , حال به حال شدن موجودات و به شکلهای مختلف درآمدن .

بقیه ی نوشته را در ادامه مطلب بخوانید.

 

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مباحث معاد
ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۸ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱:٠٤ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

مباحث معـاد از استاد فرزانه حضرت آیت الله محمد شجاعی (مدظله العالی) جلسه چهارم

موضوع بحث: با هر رنگ و خصوصیاتی وارد برزخ شویم , جبر برزخ آنرا به تکامل میرساند .

 

گفتیم عالم ماده , کره زمین , کرات جوی و هرچه که در آنها هست و آنچه که در ماوراء جو هست و همه عوالم معنوی همه در حرکت تحولی به سوی یک نقطه است و همه چیز معاد دارند از جمله انسان .

قرآن میفرماید عوامانه فکر نکنید که معاد فقط برای انسان است , هرچیزی که در خلقت هست معاد دارد . خاک , سنگ , کره زمین , نور و کرات جوی همه معاد دارند  , ولی مسئله این است که انسان باید به معاد خودش توجه داشته باشد و همینقدر بداند که معاد کلی است .

در این جلسه مسائل دیگری را درباره قانون تحول میگوئیم . مطالب قبلی را اول بیا بیاورید تا در تعقیب آن بیلنات , با صحبتهای دیگر یک نتیجه گیری دیگر بکنیم .

قرآن فرمود قانون تحول است , چون قانون تحول است کلی و تکوینی است .

مسئله چون بر قانون تحول متکی است , اصل مسئله هم روی روح تکیه میکند , روح از اینجا تحول را شروع میکند و پایه تحول هم از اینجا شروع میشود و بعد هم نتیجه اش را در آخرین تقطه خواهد گرفت .

بقیه ی نوشته را در ادامه مطلب بخوانید.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مباحث معاد
ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۸ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

کسی که از خشیّت خدا گریه بکند , این گریه مفتاح رحمت است .

الا مُنتَبِةٌ مِن رَقدَتِه قَتِل حینَ منیّتِهِ

" آیا کسی از شما نیست که از خوابش بیدار شود قبل از اینکه مرگ بسراغش بیاید و بفهمد چه خبر است " ؟ ( راقد به کسی میگویند که در خواب باشد )

اگر انسان در اینجا بیدار شود حسابی میترسد ، از عقوبتهای وحشتناک می ترسد و آنوقت طلب مغفرت میکند .

اَلبُکاءُ مِن خَشیتة الله مِفتاحُ الرَّحمَة

" کسی که از خشیّت خدا گریه بکند , این گریه مفتاح رحمت است " . از خوف خدا یعنی از مؤاخذه خدا بترسد ، خود خدا که ترس ندارد . گریه از خوف خدا باعث میشود که درهای رحمت بروی انسان باز شود 

یسیر الهَوی یُفسِدُ العَقل

" کسی که کمی هوی نفس داشته باشد و از آن تبعیت کند عقلش فاسد میشود "  ( اینرا خانمها قبول نمیکنند ) و عقلش دیگر کار نمیکند ، چون کار عقل این است که انسان را بسوی خدا ببرد . ولی وقتی انسان هوی داشت که عقل اش را فاسد می کند ، دیگر عقلش او را بسوی خدا نمیبرد ، این عقلها ماها را بسوی دنیا راهنمایی می کند که چه داشته باشیم ، چه لباسی بپوشیم و چه کنیم ، این عقل کاذب است .

 

عقل کاذب خود بود معکوس بین              زندگی را مرگ پندارد یقین

بیدار شدن سخت است و سختی ها بدنبال دارد که باید مرتب در راه طاعت قدم برداشت و جبران گذشته ها را کرد و گریه ها کرد .

سخت است ولی آنطرف اش راحتی است ، یعنی با مردنِ خوب , همه ناراحتی ها میرود و راحتی ها شروع میشود . " الوَفاةُ راحَة مِن کُلّ شّر "

 ----------------------------------

برگرفته از وبلاگ : http://jshojaee.persianblog.ir

 

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ یکشنبه ٤ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۸:٠۸ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

نجات یافتگان از آتش کم اند ، چون هوی نفس غالب است .

1 ) رسول اکرم ( صلوات الله علیه ) فرمودند : المسلم من سلم المسلمون من یده و لسانه

" مسلمان کسی است که مسلمانهای دیگر از دست و زبان او در امان باشند "

 2 ) ینبغی لمن عرف شرف نفسه ان ینزهها عن دناءة الدنیا

" سزاوار است که هر کسی شرافت روح خودش را بداند ، بداند که روحش چقدر شریف است , از آلوده شدن به دنیا آن را حفظ کند "

اینجا نفس به معنی روح است و اینکه شریف است چون از موجودات و مخلوقات برتر است که خدا میفرماید : فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی .

" وقتی انسان را خلق کردم از روح خودم به او دمیدم " , از بس به خدا نزدیک است .

همین که من و شما روح خودمان را برای دنیا کوچک می کنیم ، که چطور لباس بپوشیم ، چطور ماشین داشته باشیم ، چطور مهمانی بدهیم ؛ روح خودمان را ضایع می کنیم .

حضرت امیر ( علی السلام ) میفرماید : الناجون من النار قلیل .

میفرماید : " نجات یافتگان از آتش کم اند چون هوی نفس غالب است "

 ( البته روایت دوم هم از حضرت امیر ( علیه السلام ) است که این دو روایت از غرر الحکم میباشد)

--------------------------------

برگرفته از وبلاگ : http://jshojaee.persianblog.ir

 

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ یکشنبه ٤ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۸:٠۳ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

کار عقل سالم و قضاوت عقل مریض

هر عقلی درباره اینهمه حقایق که در خلقت هست قضاوتهای مختلف دارد . چرا ؟

 

کار عقل چیست ؟ کار عقل رسیدن به حقیقت است , آنچنانکه هست . ولی وقتی عقل به هوی نفس آلوده شد مریض میشود .

 

مثلاٌ کار چشم دیدن است ولی اگر مریض شد نمی تواند کار خود را آنچنانکه باید انجام دهد , و هر قدر مریضی آن بیشتر شد این ناتوانی بیشتر میشود تا جائیکه حتی نابینا میشود و هیچ آثار چشم بودن را از خود نمیتواند ظهور و بروز دهد . این مسئله در مورد همه اعضاء بدن صادق است و همچنین در مورد عقل .

 

چه کسی عقلش درست کار میکند ؟ ( مِن جانِب هَویهُ صَحّ عَقلُهُ )

 

مثلاٌ درباره یک موضوع , هر عقلی یکجور لاطائلات میگوید و این در حالیست که حقیقت یکی بیش نیست . انسان میتواند مشکلش را با این روایت و بیان حضرت علی ( علیه السلام ) حل کند که فرمود : ( مِن جانِب هَویهُ صَحّ عَقلُهُ )

 

ارزش انسان در معرفت است . در دعای شعبانیه آمده است : ( اِلهى هَبْ لى قَلْباً یُدْنیهِ مِنْکَ شَوْقُهُ وَ لِساناً یُرْفَعُ اِلَیْکَ صِدْقُه ) . سعی کنید دعای شعبانیه را هر روز بخوانید ، این جمله از دعا را تکرار هم کردید کردید , شاید فرجی شد .

 

اُنس از شوق متولد میشود .

 

فراق تفرّر است از اشتیاق ، تفرّر مبداء فرار است ، این خیلی عجیب است . من همیشه غصّه اینرا میخورم که حال فرار از خدا را دارم , که در این صورت وقتی این دل از این بدن جدا شود دیگر بسوی خدا نمیرود , چون در حال فرار از خداست .

 

( وَ لِساناً یُرْفَعُ اِلَیْکَ صِدْقُه )

 

سعی کنید در نماز ها و در دعاها چیزهائی که به خدا میگوئید راست بگوئید . برای اینکه اگر آنچه که در نماز یا در دعاها به خدا بگوئید راست نباشد , آیا خدا قبول میکند ؟ ما با این علم محدود ، با این شعور محدود و با این عقل محدود از کسی اینرا قبول نمی کنیم , حالا خدا قبول کند ! ما دروغ را از کسی قبول نمی کنیم ، خدا چطور قبول کند ؟

 

یُرْفَعُ : بالا برده میشود . صِدْقُه : با صدقش . معنی اش این است که آن گفته ها صدق نیست . معنای بالا برده نمیشود را بفهمید که اگر در محضر خدا صدق نباشد ، گفتار و اعمال انسان را بسوی خدا نمی برد و خود گفتار و اعمال هم بسوی خدا نمیرود .

 

عقل اگر کار عقل را میکرد ، دیگر پیغمبر لازم نبود . باید آنچه که وحی است و آنچه که وحی میگوید و آنچه دعاها می گوید را قبول کرد . آن جاهل میگوید خدا کریم است ، همان خدای کریم گفته از من بترسید .

 

سعی کنید دعاهایتان راست باشد ، این مسئله در دعای شعبانیه که حجّت های خدا یعنی همه ائمه معصومین ( صلوات الله علیهم اجمعین ) آنرا گفته اند آمده است .

 

حضرت علی ( علیه السلام ) فرمود : ( مَن صَحَبت الجاهِل نَقصَ مِن عَقلهُ )

 

( من ترک الاستعماع الی ذوی العقول مات قلبه )

 

( مِن جانِب هَویهُ صَحّ عَقلُهُ )

 

کسی که با جاهل مصاحبت کند عقلش ناقص میشود .

 

 کسی که به سخنان صاحب عقول گوش فرا ندهد عقلش می میرد .

 

عقلی که از هوی پاک شد عقل صحیح است .

 

حدیثی از امام رضا ( علیه السلام ) را نقل میکنم , خوب دقت کنید که فرمود :

 

 ( انّی اُحِبُ ان یَکونَ المُومِن مُحَدّثٌ ) ؛ من دلم میخواهد ، دوست دارم که مؤمن محدث باشد .

 

قال : قُلتُ و اَیُّ شَیء مُحدَّث ؟

 

راوی میگوید پرسیدم محدث چه کسی است ؟

 

قال : اَلمُفَهّم . فرمود : کسی که مرتب از طریق هدایتهای درونی مُفهّم باشد , یعنی خدا او را هدایت کند .

 

از ائمه ( علیهم السلام ) هم در وصف روایتی که این قطعه اش را گفتم روایاتی نقل شده .

 

( اِنّی اُحِبُ اَن اَطاعَ مِن حیثُ اُرید ) ( بحار جلد 1 صفحه 154 )

 

خدا فرمود : من دوست دارم از همان راه که میخواهم اطاعت بشوم , یعنی راه من در آوردی نباشد ، همان که خدا فرموده همان باشد . حدیث معتبری هم با بیان طولانی از حضرت موسی ابن جعفر ( علیه السلام ) در ( بحار جلد 1 صفحه 154 ) نقل شده که به هشام این حکم را میفرماید :

 

( یا هُشام اوُحِیَ اللهُ داودَ حَذِّر وَ اَنذِر اَصحابَکَ عَن حُبُّ الشَّهَوات کَاَنّ المُعَلَقه قُلوُبِهِم بالشّهَواتِ الدُنیا ، قُلوُبِهِم مَحبوُبَةٍ عَنّی )

 

میفرماید : خدا به حضرت داود ( علیه اسلام ) وحی فرمود : تحذیر کن و بترسان اصحاب خودت را از حبّ شهوات , برای اینکه آنها که قلبهایشان به شهوات دنیا تعلق دارد ، قلبهایشان از من محجوب است .

 

هشام یکوقتی به حضرت موسی ابن جعفر ( علیه السلام ) گفت : بعضی ها دلشان میخواهد که حقایق را به آنها بگویم ولی پذیرش ندارند . ( نمی فهمند ) حضرت فرمودند : یک کمی با تلطف ( به نرمی ) به آنها بگو . اگر نتوانستند قبول کنند بترس ،" برای اینکه علم اِبا دارد از اینکه با ردّ متکبر مواجه شود " .

 

 ردّ متکبّر چیست ؟

 

آنکه انانیّت در وجودشان هست ، علم ناز میکند از اینکه به شخصی که مست انانیّت است نزدیک شود . همه چیز زنده اند ، علم نیز زنده است . این ناز علم است . ناز میکند برای چیزی که لا اُفیّد است ،  مست انانیت است و مست جاهلیت است .

 

" علم اگر با ردّ روبرو شود فتنه بزرگی پیش میاید که دنباله دارد . این همه تکفیرها ، ضلالتها ، نسبت دادن ها ، از مؤمنین مثلاٌ اهل علم و سواد همین است . اگر دیدید قبول نکردند دیگر نگوئید" .

 

خلاصه همه چیز اسرار دارد . اینکه همه کس حقایق را قبول نمیکنند علتش این است که در انانیّت و جاهلیت اند ، که هنوز مستند . همانطور که وقتی یک بچه را یک فرد نامأنوس میخواهد در آغوش بگیرد بچه بطرف او نمیرود ، علم هم بطرف جاهل نمیرود . اصرار نکنید .

-----------------------

بر گرفته از وبلاگ : http://jshojaee.persianblog.ir



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ یکشنبه ٤ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٧:٥۸ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

کسی که به مجاهدت با نفس اماره خودش نپردازد هیچوقت فائز نخواهد شد

ازهد فی الدنیا و اغرف عنها و ایاک ان ینزل بک الموت و انت آبق من ربک فی طلبها فتشقی

" در دنیا زهد داشته باش و از دنیا اعراض کن و بترس از اینکه مرگ تو فرا رسد در حالتیکه تو از پروردگارت در حال فرار هستی برای طلب دنیا , اگر در این حالت مرگ بتو برسد به آن شقاوت ابدی گرفتار خواهی شد که خیلی خطرناک است "

دنیا را به معنی وسیع معنی کنید ، راحت خوردن و راحت خوابیدن , اینکه هر وقت بخواهد بخوابد ، هر وقت بخواهد به گردش برود , یعنی همه چیز برای انسان فراهم باشد . اگر انسان این چیزها را بخواهد و در این حالت مرگ به او برسد در شقاوت خواهد بود . از این خطرناک تر ؟!

( ازهد فی الدنیا و اعزف عنها و ایاک ان ینزل بک الموت و قلبک متعلق بشیء منها فتهلک )

 

" بترس از اینکه قلب تو به چیزی از دنیا متعلق باشد و در این حال مرگ تو را فرا بگیرد که در اینصورت به هلاکت ابدی گرفتار خواهی شد .

 

در مورد تعلق به یکی از تعلقات ( که بیشمارند ) این چنین اشاره می فرماید ، حالا اگر 50 تا 60 تا باشد چه طور ؟

من لم یجاهد نفسه لم ینل الفوز

" کسی که به مجاهدت با نفس اماره خودش نپردازد هیچوقت فائز نخواهد شد " در قرآن هم مسئله فوز عظیم هست .

بس کنم گر این سخن افزون شود        خود جگر چبود ، که خارا خون شود

این جگرها خون نشد از سختی است    غفلت و مشغولی و بدبختی است

یعنی از قساوت است ، این جگرهای ما هم خون خواهد شد ولی وقتی که کار از کار گذشته است .

خون شود روزی که خونش سود نیست

خون شو آنوقتی که خون مردود نیست

------------------------------------

بر گرفته از سایت : http://jshojaee.persianblog.ir



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ یکشنبه ٤ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٧:٤۸ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

قرآن مى‏خواهد به انسان یقظه و تنبه بخشد

آیات قرآنى و خطابها و نداهاى ربوبى با انحاء مختلف مى‏خواهد مؤمنین را بیدار نموده و بخود آورد.

یعنى به آنان که اسلام و ایمان آورده و زمینه روحى آنان مستعد براى بخود آمدن ومتنبه گشتن است، خطابها و نداهاى بخصوصى دارد. در هر خطاب و هر ندایى با اسلوب و اشارتهاى خاص و در عین حال، با لحن تکان دهنده و بیدار کننده‏اى پیش مى‏آید، تا آنان را بخود آورده و بآنها «یقظه» و «تنبه» بخشد.

گاهى مى‏فرماید: «یا ایها الذین آمَنوا آمِنوا بالله و رسوله و الکتاب الذى نزل على رسوله». (آیه 136 سوره نساء). یعنى «اى کسانى که ایمان آورده‏اید، ایمان بیاورید به خدا و رسول او و به کتابى که به رسول خویش نازل کرده است».

چنین خطابى، آنهم به صاحبان ایمان، و آن هم از خداى متعال، بسیار تکان دهنده است، گویى حق مطلب ادا نگردیده و گویى انصراف از باطل و اقبال بسوى حق و حقیقت هنوز حاصل نگشته، و غفلت بسیار سخت و اشتباه و جهل بزرگى دامنگیر است و گویى با اسلام و ایمان و احکام و لوازم اولیه آن، بخوبى حق و حقیقت را متوجه نشده و بخوبى از جهل و ضلالت نجات نیافته و بالاخره در غفلت مى‏باشیم و مخاطرات مخصوصى ما را تهدید مى‏کند.

بقیه ی نوشته را در ادامه مطلب بخوانید.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات , یقظه
ادامه مطلب
[ یکشنبه ٤ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٢:٢٩ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

بخش اول: یقظه یا جذب ربوبى***** یقظه و انتباه *****

یقظه و انتباه بمعنى بیدار شدن و بخود آمدن و متنبه گشتن، اولین قدم و یا اولین مسئله در سلوک الى الله است. و اگر دقیق باشیم باید بگوییم یقظه و انتباه در سفر الى الحق اساس امر است.

بعد از اسلام و ایمان و بعد از التزام بحقایق و حدود و احکام، و بعبارتى، بعد از ورود در زمره مؤمنین و به دست آوردن مبانى عقیدتى، و عمل بمقتضاى آنها وانجام دادن واجب و اجتناب از حرام و مراعات حدود الهى، استعداد و آمادگى این معنى پیدا مى‏شود که انسان بخود بیاید و از غفلت بخصوصى که دامنگیر او و همه بوده و غفلت اسرارآمیز و پردامنه‏اى است، بیدار شود و متنبه گردد. این بیدارى و بخود آمدن، نوع خاصى از بیدارى و نوعى بخود آمدن است که همه چیز را بهم مى‏زند و اساس همه آنچه را که قبلا بود، در هم مى‏ریزد و بنیاد و هم و خیال را متزلزل مى‏کند و موجودیت قبلى انسان را تهدید و ارکان حیات این جهان را سست مى‏گرداند.

خداى متعال مى‏فرماید: «یعلمون ظاهراً من الحیوة الدنیا وهم عن الاخرة هم غافلون» (آیاء 7 سوره روم).

یعنى «اکثر مردم به ظاهرى از حیات دنیا علم دارند و فقط ظاهرى از آنرا مى‏یابند و بس، و اینها از حیات دیگر و از حقایق و عوالم دیگر در غفلت مى‏باشند».

و مى‏فرماید: «و ما هذه الحیوة الدنیا الالهو و لعب و ان الدار الاخرة لهى الحیوان لو کانوا یعلمون».

(آیه 64 سوره عنکبوت). یعنى «و این حیات دنیا خیال و فریبى بیش نیست و اگر مردم مى‏دانستند، بخوبى مى‏یافتند که منزل آخرت، منزل حیات و عین حیات است».

تدبر عمیق در این آیات و در آیات دیگر، و دقت در اشارات آنها، بخوبى معلوم مى‏کند که موجودیت حیات دنیا بر پایه جهل و غفلت بخصوصى است و اگر این جهل و غفلت بر طرف شود و یقظه و تنبه حاصل شود، اساس موجودیت آن متزلزل مى‏گردد و خیال و فریب بودن آن روشن شده و حقیقت به وضوح مى‏رسد و انسان طالب حقیقت مى‏شود و در طلب حیات حقیقى که همان حیات الهى است مى‏افتد.

 

  • استن این عالم اى جان غفلت استهوشیارى ز آن جهان است و چو آن‏هوشیارى آفتاب و حرص یخ‏ز آن جهان اندک ترشح مى‏رسدگر ترشح بیشتر گردد زغیب‏

  • هوشیارى این جهان راآفت استغالب آید نیست گردد این جهانهوشیارى آب و این عالم وسختا نخیزد در جهان حرص و حسدنى هنر ماند در این عالم نه عیب

(دفتر اول مثنوى)

این بیدار شدن و به خود آمدن از یک چنین جهل و غفل را «یقظه» و «انتباه» مى‏نامیم.

-------------------------------

مقالات ، ج 1 ، ص 23



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات , یقظه
[ یکشنبه ٤ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٢:۱٠ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]

نکته ای از شفاعت

بسم الله الرحمن الرحیم

... متذکر باشید که اگر چنانچه مثلا در آخرت یا در دنیا، شفاعتی از پیامبران الهی  صلوات الله علیهم اجمعین، یا از ائمه اطهار صلوات الله علیهم  بشود برای برطرف کردن و یا برگرداندن گرفتاری های دنیوی و اخروی از انسانی یا از انسانها، جایی است که خدای متعال خودش راضی باشد؛ اگر خدای متعال خودش از بنده اش راضی نباشد این شفاعت به جایی نمی رسد.

مساله شفاعت در واقع یک چیزی است که باز می رسد به خود خدا؛  اگر خداوند تبارک و تعالی راضی بود این پیغمبر در اینجا این شفاعت را بکند و شفاعتش را هم قبول بکند، همان پیغمبر شفاعت می کند و هم خدا قبول می کند و اگر راضی نبود، اصلا او شفاعت نمی کند اگر هم شفاعت بکند، قبول نمی کند خدای متعال، اما او هیچ شفاعت نمی کند، توجه می کنید؟ مساله شفاعت اینجوری است یعنی اصل مساله  بدســـت خــداست.

البته معمولا ما از بس وضعمان خراب است فقط امیدمان، نظرمان بر شفاعت رسول اکرم صلوات الله علیه وآله و حضرات معصومین صلوات الله علیهم است، این از لحاظ خراب بودن وضع و اینکه انسان هیچ نقطه امیدی در وضع خودش نمی بیند، می باید باشد، ولی باید مواظبت بکنیم که خدای نکرده شرک آمیز یا شرک آلود نباشد، این را باید دقت کرد؛ اگر وضعمان خراب است باز یک امیدی به آنجا، کما اینکه امیدی به فضل حق داریم، آن را هم از باب فضل حق، امیدوار باشیم.

اگر بنا باشد خدا از من خوشش نیاید مطلب حل نخواهد شد، طبعا نه شفاعتی می شود و نه شفاعتی قبول می گردد. ( یوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَٰنُ وَرَضِیَ لَهُ قَوْلًا ) سوره مبارکه طه / ١٠٩

بالاخره خدا باید یک مقدار به انسان نظر بکند، اینطور نباشد مثل اینکه ما شفاعت را دکان دیگری باز کردیم برابر خدا، این شرک آلود است، خیلی ها هم اینطور هستند، شما اینطور نباشید؛ توجه ندارند مثل اینکه دکان دیگری در این بغل باز کرده اند، خب حالا آنجا ( رضایت خدای متعال ) که نشد، از اینجا وارد می شویم که از شفاعت به مقصد برسیم.

اصلش در همان دکان اول است  مساله هر چه هست آنجاست؛ یعنی مساله این است که خدا نظری بکند، حالا این نظر خدای متعال، گاهی ما مستقیماً صلاحیت داریم یک نظری بکند، این یکی است، یکی هم این است که نه، ما مستقیما اصلا این صلاحیت را نداریم به ما نظری بکند، لااقل غیر مستقیم توجهی بکند مثل اینکه اشاره ای می کند به پیامبرش که مثلا حالا تو نظری بکن، نظر ما را برسان به آن، چیزی، دَمــــی، مَـــددی  تا من بکنم آنچه بکنم.

شفاعت یک چنین چیزی است، غیر مستقیم نظر کردن است، اگر این را خواست، مساله شفاعت از اصلش بوجود می آید، نخواست اصلا معنی ندارد.

...

از بیانات استاد آیت الله محمد شجاعی مدظله العالی 1366

برگرفته از سایت : www.shojaee.org



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ جمعه ٢ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ ] [ آشنای غریب ]